2777
2789
عنوان

چرا من بدم

53 بازدید | 12 پست

بچه ها من بیست و یک سالمه از وقتی ازدواج کردم حدودا یکسال هست. همون پس فردای عروسی با شوهرم اومدیم راه دور حدودا با ۹ساعت فاصله از دوتا خانواده ها بخاطر شغل شوهرم.

البته قرار بر این نبود چون شوهرم با پدرم رابطشون خراب شد یه طورایی شوهرم مجبورم کرد غیر مستقیم که بیام باهاش محل کارش زندگی کنم.

الان همش حسرت کسایی رو میخورم که پیش خانواده هاشونن.

الان خواهر شوهرام دارن ازدواج میکنن همونجا نزدیک خانواده هاشونم میمونند.حالم گرفته میشه وقتی کسی رو اینطوری میبینم‌.

از یه طرف شوهرم رو دست دارم از یه طرف میگم من زود ازدواج کردم .اصلا حالم یه طور عجیبیه.

حس میکنم خیلی تنهام



نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

عادت میکنی عزیزم. من بعد از 12 سال زندگی مشترک و دوری از خانواده. بازم همچنان دلتنگی دارم و به دخترایی که نزدیک به خانواده هستن حسادت میکنم. 

ولی خوب کم کم با اومدن بچه آدم مشغول میشه و عادت میکنه هرچند وقت یبار یه سر به خانوادت بزن 

منم راهم دوره سالی یک الی دوبار میرم دیدن خانوادم و هر بار که میرم اگه مدرسه ها تعطیل باشه یک هفته میمونم 

پای تو موندنم خیانت به خودمه 

غصه نخور گلم دورباشی عزیزتری ..اعصابتم راحته حاشیه ها ودخالتهای زندگیت کمتره

الانم ناراحتی دارم دلم تنگ میهش کلی گریه و.. وقتایی که شوهرم کلا دو روز نیست حس کسی رو دارم که فقط نفس میکشه ولی زندگی نمیکنه خوشحال نیست.

شوهرم که میاد باز یکم حالم بهتر میشه.

برای خودت دوست پیدا کن تو محل زندگی جدید، هیچ وقت هم خودت رو با کسی مقایسه نکن ، آدم بخواد شاد باشه ...

زیاد اهل دوستی نیستند اینجا.اگر هم باشند بعضی هاشون مثلا بچه دارند.دور از شهر هم هستم محل کار شوهرمه.

نمیدونم چرا اهل مقایسه ام ولی واقعا حال خودمم بد میکنه

عادت میکنی عزیزم. من بعد از 12 سال زندگی مشترک و دوری از خانواده. بازم همچنان دلتنگی دارم و به دخترا ...

عزیزم ان شاءاللّه همیشه حال دلتون خوب باشه‌.

عادت که تقریبا کردم ولی بازم برای تنهایی هام دلم میگیره

درکت میکنم  امید داشته باش شاید شوهرت تو شهر خودتون یکار براش جور شد برگشتید

کاش لااقل حقوق خوبی هم داشت اونوقت بازم ناراحتیم کمتر بود.گرچه که انگار زیاد دوست نداره بیاد نزدیک خانواده ها چون با پدرم یکم بده

زیاد اهل دوستی نیستند اینجا.اگر هم باشند بعضی هاشون مثلا بچه دارند.دور از شهر هم هستم محل کار شوهرمه ...

برای آینده فکر اینکه اونجا نمونید و کار بهتر پیدا کنه برنامه ریزی کن ، برای خودت هم دنبال پیشرفت باش یا درس بخون یا هنر یه چیزی مشغول باش ، اگه درس بخونی و ارتقا بدی خودت رو هم مشغولی و فکرت به این و اون چیکار میکنن نمیره ، هم خودت کمک شوهرت زندگیت رو بهتر میکنی پیشرفت میکنی ، حسادت اگه منجر به پیشرفت بشه خوبه اگه فقط فکر و خیال باشه خودت رو تخریب میکنه

هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108