2789

تنهایی فکر کردی یا مشورت کردی واسه تاپیکت   

خدایا چرا هر چی صدات میکنم صدام بهت نمیرسه باهام قهری من که جز تو کسی رو ندارم اگه تو دستم رو نگیری توبهم توجه نکنی من به کجا پناه ببرم خدایا بیشتر از توانم امتحانم میکنی دیگه طاقتم تموم شده نمیکشم مگه نمیگن خدا یه دری رو ببنده در دیگه ای رو باز میکنه چرا همه درات به روم بسته است خدا جز تو پناهی ندارم پناهم باش دستم رو بگیر منو محکم تو بغلت بگیر خدایااااااااااااااآااااااااااااااااااااااااااااااا.😪😪😪😭😭😭😭😭😭😭 

بعد تو مدرسه یکی از آشناهامون...کلاس پنجمیه سرکلاس معلم رو مسخره کرده....معلم از کلاس بیرونش کرده

پسره موقع بیرون رفتن برگشته به معلمه گفته بالاخره که بزرگ میشم..میام  با کارد میزنم تو شکمت😶😶😐😐😐

کسي چه ميداند...شايد اين جهان،جهنم جهان ديگريست....

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

ببخشید چشاتون مشکلش چیه؟ ایشالله خدا سلامتی بده چشاتون پرنور بشه

ممنون عزیزم والا التهاب عصب بینایی سال ۹۹ یه هویی یه بیماری خود ایمنی افتاد به جونم زد به چشمم و شد التهاب عصب بینایی 

۱۲ دی ماه هم قراره برم ام آر ای ببینم خدایی نکرده پیشرفت نکرده باشه یا وخیم نباشه چون تا چند وقت پیش که تو همون حالت مونده بود الان دوباره یه سری علائمم برگشته برام دعا کن 

💖

خودم کلاس اول بودم..مامانم تصادف کرده بود پاش تو گچ بود

معلمم زد پشت دستم که چرا مشقاتو خوب ننوشتی

رفتم به مامانم گفتم

فرداش با همون پاش اومد تو مدرسه..به معلمه گفت انگشتت بخوره به دخترم با همین عصا میکوبم تو سرت😂😂😂

دیگه معلمه تا اخر سال جرات نکرد چپ نگام کنه

کسي چه ميداند...شايد اين جهان،جهنم جهان ديگريست....

عزیرم فقط یه چک خوردی من تقریبا میشه گفت شکجه شدم ولی به خانوادم نمیگفتم نه من نه بقیه همکلاسیم معلممون یه روانیه به تمام معنا بود تا حدی که کل دبستان را وقتی میرفتم برای درس با اینکه بلد بودم صدام میلرزید و اشکم درمیومد بعدا فهمیدیم مشکل روانی داشته و از معلمی تعلیقش کردن کلا اخراج شد، من هیچ وقت نمیبخشمش مثل روانیا با دفتر کلاسیای قدیمی که خیلی سنگین بودن میزد توسرمون موهامونا می‌کشید، خودکار میزاشت بین انگشتامون و فشار میداد و ما هم فکر می‌کردیم معلم باید اینجوری باشه البته من دهه شصتی هستم 

خودم کلاس اول بودم..مامانم تصادف کرده بود پاش تو گچ بود معلمم زد پشت دستم که چرا مشقاتو خوب ننوشتی ...

بخدا بعضی پیام‌هارو رو میخونم میخندم 

پسرم همش میگه مامان چرا میخندی 

آفرین به مامانت 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز