بچها شبی رفتم تولد دختر خاهرم یهو بچم گیر داد ک با گوشی خاهرم بازی کنه اتفاقی پیامی دیدم ک اسم منو بد تلفظ کرده بود فرستاده بود واس شوهرش ک حوصله منو بچم نداره البته واسه چند روز پیش ... یهو دخترش فهمید ک من اون پیام دیدم ... اونقذر خاهرم داد زد سرم اون قدر دعوام کرد منم بغض کردم رفتم اتاق خیلی گریه کردم کادو دادم ن کیکی خوردم ن شام ....بعد ب داداشم گفتم با ماشین شوهر خاهرم برسونم یه دادی زد که من رو نمیزنم منم خاستم بیام دیگه رسوندم .... دیگه شوهرم فهمید ناراحتم اون قدر فحشم داد ک عقده داری خودت نمیگیری ک این برخورد بااهات میکنمم کاش نرفته بودم