از صبح دارم با دخترم ریاضی و فارسی کار میکنم
شنبه امتحان دارن
دوم ابتداییه
علاوه برا این هم کارای خونه انجام دادم
خسته شدم ، دیگه کشش ندارم
شوهرم عین چی فقط وامیسته نگاه میکنه
الان گفتم بیا یه کم با بچه تمرین کن ، من خسته ام ! میگه من که ریاضی بلد نیستم !!!!
آخه ریاضی دوم ابتدایی چی هست که باد نباشه!؟
پشت بیماریش ( روانی) قایم شده ، کلااااا سلب مسئولیت کرده
منم اعصابم ریخت بهم
گفتم پس وقتی پولاتو میدادی خانوادت ، حسابت درست کار میکرد !!!
گفتم گاو صد شرف داره به تو
گرفتار شدم !!!!!