یه بار دوستم اومد خونمون
مامانم همیشه میگه و میخنده...
بعد این برگشت گفت نیلوفر مامانت چه فانه
مامانمم چه می دونه فان یعنی جی برگشت داد زد فان جد و آبادته
دوستم از اون موقع دیگه از کوچه ما هم رد نمیشه میگه میترسم از مامانت
یه بارم سر نماز تو جمع باد در کردم با صدا 😶🤢🤮😷