من تقریبا چهارپنج روز پیش باخونواده شوهرم یه بگو مگو داشتم..الان ک بهش فکرمیکنم میبینم یا این ک اونها صدرصد مقصرن ولی تند رفتم..خیلی ناراحتم..باسیاست و حرف و دعوا به حرفم گوش نمیدادن دیکه مغزم رد داده بود...
همه ی دهنم و لب هام پر از تبخال شده..مادرشوهرم منو خر فرض میکنه. شوهرمو بردم دکتر میگ نوشابه سمه بر ...
بگیر خالی کن تو سرش والا چ اعصابی دارین
تقدیر به خودتون واگذار میکنم...اما یه حرفی هست...مولانا میگه که؟شما پشت سرمن حرف میزنید..غیبت میکنید ..ونمیتونید حرفاتون رو به خودم بگید از عاجزی مثل من می ترسید ...اما ازخدا نمیترسید .هر کسی ک از خدا نمیترسه من به خدا میسپارم....
بخدا که نباید بهشون فکر کنی ارزش ندارن باید فقط شوهرتو بکشی سمت خودت خودتو پیش شوهر مظلوم نشون وقتیایی که بحث میشه اگه شوهرت بود سکوت کن مظلوم بازی در بیار وقتیم تنهایی بحثت شد حالشون بگیر.
ولله به جون مامانم من دوسش دارم هنوزم..ولی زورم میاد منو آدم حساب نمیکنه
ولکن ببین هرچقدر دورتر زندگیت آروم تر
من تک عروسم خیلی جور بودیم یه قضیه هایی پیش اومد آلان ۳ ماه کاتم باهاشون فق دوستدارم زود ازاین کوچه یا کلا این شهر دور شیم
تقدیر به خودتون واگذار میکنم...اما یه حرفی هست...مولانا میگه که؟شما پشت سرمن حرف میزنید..غیبت میکنید ..ونمیتونید حرفاتون رو به خودم بگید از عاجزی مثل من می ترسید ...اما ازخدا نمیترسید .هر کسی ک از خدا نمیترسه من به خدا میسپارم....
ینی فک میکنه من هووشم..یا من احمقم..مهمون بودیم جایی که خیلی رودربایستس دارم..جوراب شوهرمو از پاش دراورته ب زور ک بشوره..میگم نمیخاد گذاشتم توی کیفم..رفتم خونه میبینم دس کرده تو کیفم جورابو برده شسته خو این ینی چی
اشکال نداره شایدم یه بار عصبانیتتو ببینن بد نباشه ولی بعدا کشش نده و با خوش رفتاری پاکش کن . ببین اگه یه احساس آنی بوده بهتره همونجوری آنی بمونه و باعث کینه و دشمنی نشه . بعدا ازدلشون در بیار ولی الانم خیلی خودتو اذیت نکن
ینی فک میکنه من هووشم..یا من احمقم..مهمون بودیم جایی که خیلی رودربایستس دارم..جوراب شوهرمو از پاش در ...
دیونه حرص نخور حرص بده
تقدیر به خودتون واگذار میکنم...اما یه حرفی هست...مولانا میگه که؟شما پشت سرمن حرف میزنید..غیبت میکنید ..ونمیتونید حرفاتون رو به خودم بگید از عاجزی مثل من می ترسید ...اما ازخدا نمیترسید .هر کسی ک از خدا نمیترسه من به خدا میسپارم....
تقدیر به خودتون واگذار میکنم...اما یه حرفی هست...مولانا میگه که؟شما پشت سرمن حرف میزنید..غیبت میکنید ..ونمیتونید حرفاتون رو به خودم بگید از عاجزی مثل من می ترسید ...اما ازخدا نمیترسید .هر کسی ک از خدا نمیترسه من به خدا میسپارم....