یه مدتیه همسرم کارش کم شده سرد شده شب دیرمیخوابه بی حال وکسله و....درحالیکه قبل اون وقت سرخاروندن نداشت همه میگفتن ماشالله شما که وضعتون خوشه یا یه کاری به همسرم میگفتن میگفت اصلا وقت ندارم همش گوشیش مشتری زنگ میزد من میگفتم یکمم براماوقت بزار همش سرکاری الان بیشتروقتا خونس کمتره کارش مشتریش کم شده کمتر زنگ میزنن دقیق نمیدونم ازکی اینجوری شده ولی میدونم بعد اینکه یه مهمونی اومد خونمون یا رفت ازیه پیجی خرز امام جواد گرفت یا بعد اینکه تصمیم گرفت وباشگاه رفت یا اینکه هی همه گفتن اینجوری شد یاشایدم از ناشکری من الان این اوضاع منونگران میکنه خودشم فکروخیال میکنه به نظرشما چیکارکنم میگم نکنه چشم زدن یا جادو کردن