خونه رو تمیز کردم تازه هم عمل کردم نمیتونستم ولی کردم
سرویس رو شوینده زدم
غذا پختم
جارو و طی زدم
گاز و وسایلوپاک کردم
اخرشم راه پله هارو تمیز کردم
خیلی خیلی خسته شدمممم خیلی واقعا شوهرمم گفت خودتو خسته نکن ولی نمیشه ک اخه
معمونا اومدن همه چیز خوب بود تااینکه شوهرم اصرارررررر ک بمونین شام ! منم داغون و له اونم اصرار
بعد شام ی ظرفام ک تزینی بود افتاد شکست خورد شد
ب شوهرم گفتم برو طی رو بیار
اونم رفت صاااااف اون طی ک اینقدر چرک و کثیف بود پله باهاش پاک کرده بودم و روش کثیف بود رو اورد وسط سالن جلو مهمونا
یهو عصبی ک شده بودم اژ شکسته شدن ظرفم