2777
2789

امروز یکی از اقوام همسرم فوت شده قرار شد برن شهرستان ک خونه مامانم اونجاس.همسرم قرار بود ی شبه بره و بیاد منم گفتم صاحب خونه هست  خونمون امنه اشکال ندارد تنها باشم منم باید از بجای شروع کنم حتما نباید همیشه نگهبان داشته باشم بعد پدرسوعرم گفت ما نیستیم بیا برو خونه خواهر شوهرت من چیزی نگفتم ولی ب همسرم گفتم اونجا راحت نیستم اصلا باشما میام ماشین ک خالیه ماشین خودمون میرم خونه مامانم .اونم قبول کرد تو ماشین بودم پدرسوعرم هوایش نبود من هستم تلفنی ب دخترش گفت میخام نیاد ولش کن .منظورش من بودم از اونورم وقتی اونا پیاده شدن برن دستشویی مادر شوهرم شروع کرد گفت دست من نمک نداره دختر من پاکه خراب نیس دیگه نمیزارم بیا خونتون باز هیچ نگفتم حتی ی کلمه خیلی بده در مقابلشون لال میشم 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

منظورشون چی بوده خب

ناراحت شدن ک من نرفتم خونه خواهر شوهرم ب منظوری نرفتم.اخه من وقتی شرایطش هست برم خونه مامانم ک هفت ساعت ازم دوره چرا برم خونه خواهر شوهر ک همیشه میبینمش

متوجه نشدم مادرشوهرتون چی گفته... نگاه کن به خودت اگه میخوای خودخوری کنی که چرا جواب ندادی محترمانه ...

میگه دختر من پاکه خراب ک نیس نرفتی خونش کلا ذهنش خرابه .کاری ندارن دختر خودشون هفته ها شبا تنهاست تو ی محله غریب ولی من ی شب نباید تنها باشم .میگم اصلا شاید من رفتم ی شهر غریب شرایط جوری شد که من مجبور شدم تنها باشم اونوقت چی.همسرمم میگه دلم نمیاد تنها باشی.حالا ک من تنها نموندنم .خب خونه مامانم ترجیح میدم تا خواهر شوهر

ناراحت شدن ک من نرفتم خونه خواهر شوهرم ب منظوری نرفتم.اخه من وقتی شرایطش هست برم خونه مامانم ک هفت س ...

پیش شوهرت نباید میگفتی راحت نیستی به خانوادش گفته... متاسفانه منم میگم پیش شوهرم همه چیوداستان میشه..همین کلی میگفتی دلم برا مامانم تنگ شده با شما میام

شاد و سلامت باشید 💐

پیش شوهرت نباید میگفتی راحت نیستی به خانوادش گفته... متاسفانه منم میگم پیش شوهرم همه چیوداستان میشه. ...

نه همسرم چیزی نمیگه خودشون میدونن .شرایطدخترشم ی جورای خاصه .کلا خیال داره ماهر هفته بریم اونجا.میگه ی خواهرم باید همیشه سر بزنی بهش.بعد خودش ی خواهر شوهر داره هم سن بچه های پنج ساله من عروسیم ندیدم بره اونم غریبه همین ی داداش رو داره.خونه خواهر شوهرم بیشتر از این سخته چون ی ساله همسرش نیومده خونه من بخاطر بشری شرایط .کلا زور گوعه.الانم بیشتر از حرف پدرشوهرم ناراحتم جلو‌روم خودشونو خوب نشون میدن

میگه دختر من پاکه خراب ک نیس نرفتی خونش کلا ذهنش خرابه .کاری ندارن دختر خودشون هفته ها شبا تنهاست تو ...

عیب نداره چون قصد نرفتن داشتی الان چون پیشنهاد شده بری خونه خواهر شوهرت و نرفتی اینا ناراحتن شاید شما هم بودی ناراحت میشدی پیش خودت میگفتی مگه ما چیکارش کردیم... عوضش متوجه میشن دیگه پیشنهاد ندن

تمام دین من استوار ماندن و به هر بادی به باد نرفتن است
عیب نداره چون قصد نرفتن داشتی الان چون پیشنهاد شده بری خونه خواهر شوهرت و نرفتی اینا ناراحتن شاید شم ...

مستقیم ب من نگفتن ب همسرم‌گفتن اونم از طرف من قبول کرده اینقدر ادا اصول دارن ک اصلا مهم نیس فقط حرف پدرسوهره داره اذیتم می‌کنه.اخه همسرم ب هرکس میرسه میگه بابام خانوم منو از ههممون بیشتر دوست داره ولی تو ظاهر

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز