دیشب بهم میگه سرتو که بلا نمیارم ولی خانوادتو ممکنه پول بدم یکی یکیشونو هروز بزنن
صداشو ضبط کردم
اول داستان اینکار دوستشو تعریف کرد
پرسیدم تهدید بود
گفت اره پس چی باید از ی جایی بخوری دردت بگیره
۳روز دیگه عروسیمونه خیر سرش
امروز حس کردم برم ببینمش بلا ملایی قراره سرم بزاره اخه یهو تغییر برنامه داده بود منم قبلش ب مادرش زنگ زده بودم درمورد لباس عروسی بمن میگه نمیدونم بی لباس اومدم خودتون میدونین
شب بهش گفتم از حس ترسم ازش گفت تو این چیزارو میگی اتفاق می افته اینقد نگو ادم ب جنون برسه ک ب این چیزا فک نمیکنه
پس حسم درستت بود دیگه که اینارو گفت
دیروز اولین جلسه مشاوره واجبه سامانه رو برا مرحله طلاقو تنهایی شرکت کردم همزمان رفتم لباس عروسم دیدیم تناقض
من اگه کنسل کنم میگن این کار اشتباهو این کرد ولی بهش گفتم کنسل کنه دیگه دعوت کرده بودن و قرار شد جدی بیاد بعد مراسم مشاوره رو گف بنظرم رفتنت مشاوره یه کار درجهت پیشبرد طلاقه
نمیدونم ترس از دس دادن داره یا هرچی
یا خودشو حقیر میبینه نمیدونم دردش چیه
میگه من اولویتت نیستم / بهم محبت نمیکنی
شما چاره رو بغیر جدایی در چی میبینین؟
منظورش از اولویت کاملا غیر منطقیه
مشکل بزرگ منم بی احترامیشه
به ارتباط با اکسش و پیامک با دخترای دیگه /زود عصبانی شدن و فحش و کتکش به حرمتم جلو خانوادش نگه نداشتنش
به لج و بی منطقیش اگه با اکسم نباشم تو باید قطع ارتباط کنی باخانوادت
من حتی نمیتونم جلوش زنگ بزنم ب اونا
خودمم وابستم ولی لعنتی با اینکارات محبت و تاج شاهی میخای
پول داره خسیس بازی درمیاره ینی رفته برا عروسی ارایشگاه ۶۰۰ ای پیدا کرده نمیدونم جادو شده یا چی منظور کاراشو نمیفهمم
خونه و ماشینو و غیر ۴تا وسیله خونه بقیشو من اوردم بجا تشکر خانوادش میگه تو براش ی جوراب خریدی .خجالت نداره؟ میگه در حد خودش ازش توقع داشته باش خودش ک پولاشو سرمایه رو سرمایه میکنه تو زندگی نمیاره منظور پولی ک باهاش مثلا من خونه داشتم تو سرویس چوب بیاری فقط ۴تا قلم و یکم خرده ریز
میگه شما صحبت نکردین درمورد وسیله خونه چیزی گردن من نیس اون نمیفهمه خانوادش چرا خودشون زدن ب نفهمی بمن میگه شهرش جابجا شده
شغللشو از دس داده باهاش مدارا کن
تو خانوادشی باید حمایتش کنی من چیکار بیشتر ازین کنم
ینی چی پول میخای پولو بریز ب حسابش
پس فرق اون و تو چیه
بمن میگه تو توقعت از شوهر بینهایته والا اگه منظورت موتوره اره خجالت میکشم اگه پاساژی ک یبار رفتیمو دعوایی سر پول خرج کردن خودم انداختی ببهونه فروشنده مردش که همون شد تاالان خرید پروندش بسته شد توقع چی منظورشه ؟
چون نه خرید عروس کردن
خودش کارو خراب میکنه بهش میگم کت شلوار دامادی بخریم میگه