دلم برای اون موقع ها تنگ شده
وقتایی که کوچولو بودم هیچ کس از رفتارام منظور خاصی برداشت نمی کرد
وقتایی که معنی نگاه آدمارو نمی فهمیدم
وقتایی که از تمام غم های جهان فارغ بودم بزرگ ترین غمم تموم شدن مداد رنگی صورتیم بود
چقدر اون موقع ها خوب
همه بی منت دوسمون داشتن
همه نگران یه قطره اشکمون بودن
همه چی خوب بود
کاش میشد از این بزرگسالی مرخصی گرفت و رفت به سفر کودکی به زمانی که همه چیز خوب بود
