دستمون خالی بود شوهرم ی گل بزرگ آورد و جلو پای من چ بچه ی گوسفند قربونی کرد ..خواهر شوهرم ۲۰۰ تومن ببراش برده بودم بعد از دو سال ۲۰۰ تومن آورد فقط هم یک بار اومد پیشم اونم گفت شوهرم رفت دنبالش درصپرتی که من رفتم سه روز پیشش موندم از خودش و بچه نگهداری کردم کاراش کردم مادر شوهرم هم فقط ی بار اومد ۲۰۰ تومن