2777
2789
عنوان

مادر شوهر...

264 بازدید | 16 پست

من باردارم چند روز پیش به خونریزی افتادم زنگ زدم به مادر شوهرم چون از طب سنتی یه چیزایی میدونه باگریه بهش گفتم فقط گفت سقط کردی وخدافظ😐حالا منم توی شهرغریب کسیم ندارم اینجا شوهرمم سرکار خیلی جدی نبود ولی چون بارداری اولمه ترسیده بودم

ولی شوهرم که زنگ زد ازش بپرسه انقد دلداریش داد گفت چیزی نمیشه غصه نخوری..

حتی تاروز بعد زنگ نزد ببینه چی سرم اومده..

گلم خونریزی ینی سقط هممون میدونیم چرا زنگ زدی ب اون خو میرفتی دکتر

دوست داشت با کل شهر بخوابه.....                            منم دیگه بیدارش نکردم!        (من وانمود کردم دردم نیومد، اما درد پیرم کرد)    :(               زمان شما محدوده ، بنابراین زندگی خودتونو برای زندگی دیگران از دست ندید!           ❤️اونجا که شادمهر میگه،بهم قول داد ولی هربار    خلافش اتفاق افتاد    ،    اونم دوست داشت منو اما     نه اونقدر که نشون میداد

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

گلم خونریزی ینی سقط هممون میدونیم چرا زنگ زدی ب اون خو میرفتی دکتر

نه همه خونریزیا که سقط نیست 

من هماتوم داشتم که با استراحت خوب شد


😍تو قرار دل بی قرار من و بابایی،روشا جانم😍
نه همه خونریزیا که سقط نیست  من هماتوم داشتم که با استراحت خوب شد

هفته های اول اصولا سقطه نمیدونم

دوست داشت با کل شهر بخوابه.....                            منم دیگه بیدارش نکردم!        (من وانمود کردم دردم نیومد، اما درد پیرم کرد)    :(               زمان شما محدوده ، بنابراین زندگی خودتونو برای زندگی دیگران از دست ندید!           ❤️اونجا که شادمهر میگه،بهم قول داد ولی هربار    خلافش اتفاق افتاد    ،    اونم دوست داشت منو اما     نه اونقدر که نشون میداد
اخه واسه منم هفته ۵بود ان شاءالله که واسه استارتر چیزی نیست

ان شالله

دوست داشت با کل شهر بخوابه.....                            منم دیگه بیدارش نکردم!        (من وانمود کردم دردم نیومد، اما درد پیرم کرد)    :(               زمان شما محدوده ، بنابراین زندگی خودتونو برای زندگی دیگران از دست ندید!           ❤️اونجا که شادمهر میگه،بهم قول داد ولی هربار    خلافش اتفاق افتاد    ،    اونم دوست داشت منو اما     نه اونقدر که نشون میداد
گلم خونریزی ینی سقط هممون میدونیم چرا زنگ زدی ب اون خو میرفتی دکتر

آخه تجربش بالاست هرکس چیزیش میشه به مادر شوهرم میگه منم تو شهر غریبم کسی اینجا ندارم یه کم ترسیده بودم دیگه خودم رفتم بیمارستان

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108