2777
2789
عنوان

حالم بده کمک

| مشاهده متن کامل بحث + 1394 بازدید | 124 پست
هیچوقت نمیگم بدبجنس.چون خودمم اینجوریم.دلم خنک میشه وقتی میبینم کسی ک بهم ظلم کرده ب خاک سیاه نشسته‌ ...

ببین مجبوریم چون یکی از خونه های والدین منو رهن کردیم نشستیم هرچند رهن رو کشیدن بالا نصفشو

هیچوقت نمیگم بدبجنس.چون خودمم اینجوریم.دلم خنک میشه وقتی میبینم کسی ک بهم ظلم کرده ب خاک سیاه نشسته‌ ...

معلوم نیست نصف دیکه اش بهمون بدن یا نه.من که اصلا روش حساب باز نکردم ولی حداقل بارو بارکشی ندارم و کسی نمیدونه خونمون از دست دادیم خنده زار میشیم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

معلوم نیست نصف دیکه اش بهمون بدن یا نه.من که اصلا روش حساب باز نکردم ولی حداقل بارو بارکشی ندارم و ک ...

دقیقااااااااااااااا.به خدا شاید تو بدونی من چی میگم.کسی باباش ملیاردر باشه پسرشو اینقدر پول بده که یادته پسته گلستان تو بسته بندی کوچیک؟؟؟؟کل مدرسه رو پسته میداد.دبستانی بود .از مدرسه برادرم زنگ زدن گفتن این همه بچه پسرت پسته میده چیپس میده هر زنگ کل بچه های مدرسه.باورت میشه؟؟؟؟بعد من روزهای بارونی پول اتوبوس بهم میدادن بلیط بخرم.پیاده میرفتم پولاشو جمع میکردم نوار بهداشتی بخرم.بعد داداشم الان ماشین برمیداره دختر سوار میکنه هر کدوم یک چی داخلش میکشن میره خرج میکنه میگه دخترا دو پرس سفارش میدن و یکی میخورن و یکی میبرن با خودشون!!!باورت میشه سی میلون ماهانه خرج چرت میکنع.بعد هر سال یک کامپیوتر عوض میکنه بازی میکنه اونم نه ارزون ها.فقط گرافیک ده ملیون.یعنی قشنگ حداقل هفتاد ملیون خرج کامپیوترش.باورت میشه سالی چند تا گوشی بیست ملیونی میخره الکی خرابش میکنه کوچیکترین جاش خراب میشه میندازه یکی دیگه!!!باور میکنی بعد من رفتم مسابقات استانی ظهر شد پول ساندویچ داشتما ولی چون نیازش داشتم با شکم گرسنه مسابقات فکری هم بود دادم!!!الانم دنیا دنیا فرق میزارن.داداشم چایی ریخت رو دستش سوخت!!!باورت میشه اینقدر بردنش دکتر.که پزشکه ب داداشم جلو شوهرم گفته بود خجالت بکش این چیه هی میای میری.بعد کفته بود پماد بزن میره لکه هم نمیزنه زدن تو اینترنت همین هفته پیش دیدم انواع و اقسام روغن اصل براش گذاشتن.یعنی به خدا قسم هنگ میکنی از این همه فرق.به من میگفت حق نداری تاید بزنی چنگ بزن تمیز بشه.کشتمت تاید بزنی به قران چند روز پیش جلو شوهرم میگفت لباساش میکنه میندازه مادرم میگفت همه لباساش میشینم یکی یکی بو میکنم تا لباساشو پیدا کنم بشورم عطر میزنم لباساش.تازه میره اتاق داداشم بهش میگه گمشو بیرون.بهش میگه دورت بگردم

معلوم نیست نصف دیکه اش بهمون بدن یا نه.من که اصلا روش حساب باز نکردم ولی حداقل بارو بارکشی ندارم و ک ...

اگه بد مینویسم به خدا چون مادرم الان جلوم نشسته یکسره حرف میزنه به خدا نمیدونم چی مینویسم.فقط بدون اینقدر اینا رو میدوشه یک ساله پول کم میارن!!!!پدرم میگه تو صد ملیون هم داشته باشی ده روزه تمامه.لباساش میکنه میندازه قاطی لباس تمیزاش.جوراب میپوشه نمیندازه بشوره مستقیم میندازه سطل آشغال.میگه برام فلان بخرید فلان نخرید.کیپ تا کیپ براش بستنی و تنقلات میزارن فریزر.بعد بچه من کوچیکه اومد بستنی بخوره گفت یکی مونده اونم فقط برای داییته.اونروزی سر غذا داداشم هفت هشت تا خیار شور بود.بچم گفت من میخوام.گفت برنداریا.گفتم این هفت هشت تا هست.گفت باشه دیگه همینه خیار شور تمام شده.گفتم این که خیلیه گفت نه.داداشت خیار شور دوست نداره اگع نخورد تو بده بچه ات.تو دلم گفتم تو سرت بخوره.میخوام ندی به بچه گفتم تو خونه خیار شور زیاد داریم بهت میدم باشه صبر کن بریم خونه بچه ام اشکشو پاک کرد گفت باشه.یعنی حتی از بچه کوچولو مهد کودکی خجالت نمیکشن.به خدا خیلی عوضی هستن.وقتی بچه نداشتم همیشه ارزو مرگ خودمو میکردم.به خدا بچه ام اینقدر کوچیک  نبود هرگز درمان نمیکردم.ولی از وقتی بچه دار شدم اصلا ارزوی مرگ خودمو نمیکنم.به شوهرم گفتم هرگز خدا رو نمیبخشم منو ببره چون بچه ام بهم نیاز داره منو ببره میدونه دستم بیرون گور میمونه.اصلا نمیخوام بمیرم.ولی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوشحال میشم داغ بیوفته رو دلشون

اگه بد مینویسم به خدا چون مادرم الان جلوم نشسته یکسره حرف میزنه به خدا نمیدونم چی مینویسم.فقط بدون ا ...

وای عزیزم حق میدم

تمام صدمات ک بهت وارد شده ذره ذره جمع شده

چیزی نیس ک ب این راحتیا بتونی کنار بیای

قشنگ‌حستو‌میفهمم

من هیچوقت اینقد سختی نکشیدم ولی خب تو رابطه دوران دوستیمون خیلی اذیت شدم زیاد

و ازهمون وقتا کینه ب دل دارم

بیشترم ب این فکر میکنم ک من سطحم‌خبلی بالاتره و شوهرم در حدم نیس

مقایسه میکنم حس میکنم دیوانه شدم

اگه فضولی محسوب نمیکنی و دوست داری بگو.شوهرت در چد حده؟؟؟

شوهرم‌مهندسه از یه خانواده پولدار و خیلی سرشناس 

جاریامم مث خودم پزشک و داروسازن

کلا خیلی سطحشون بالاس و با فرهنگ هستن

قیافه و قد شوهرمم خیلی خوبه

شوهرم‌مهندسه از یه خانواده پولدار و خیلی سرشناس  جاریامم مث خودم پزشک و داروسازن کلا خیلی سطح ...

خب دختر خوبه که.به نظرم سعی کن درستش کنی.چون سطحش خوبه نمیشه بد دهنی کنی.مثالی که زدم میخوای تو وسیله تعمیر کنی .شروع کن باز کردن پاشوندن و چیدن درست شوهرت.به نظرم وقتی دعواتون میشه شدید بهش بگو میشه منو بستنی دعوت کنی.وقتی اینکارو کرد شروع کن بگو انتظار دارم وقتی دارم حرف میزنم در حد این چند دقیقه بستنی که مهمونم کردی خدایی فقط همین چند دقیقه به خاطر من درست حرف بزنیم انسان متمدن.بعد اون پنج دقیقه بشو همون ادم سابق.بعد همیشه از کوچیکترین رفتار شروع کن به تغییر ایجاد کردن بعد یواش یواش بقیه میرسن.من قطعا حریف مادرش نمیشدم ولی وقتی شوهرم استارت زد به خوب شدن بقیه هم راحتتر اتفاق افتاد.اگه تو بتونی پنج دقیقه بستنی میخوری معذبش کنی اونطوری میخوای رفتار کنی بهت قول میدم اولین پله موفقیت رو گذاشتی.ولی منو چی میگی هوووووووف من برعکس شوهرم هستم.طوریکه هر وقت میرفتیم بازار مردم با تعجب نگاهمون میکردن خیلی با تعجب.ولی برام مهم نبود اونقدر مصیبت کشیدم هیچچچچچچچچچچ بود اینا.ولی سطح خانواده شوهرم با ما فرق داره من هشت تا جاری هستیم.پدر من تحصیلات دانشگاهی داره پدر شوهرم سواد خوندن هم ندارن یعنی جاریام کلا دیپلم هیچ کدوم ندارن من لیسانس از دانشگاه دولتی و روزانه.یعنی تو شاید بدونی من چی میگم من به جز زیست و عربی همه درصدام هفتاد به بالا بود باورت میشه؟؟شیمی بالای نود زدم ادبیات نزدیک نود.باورت میشه فیزیک هفتاد و هفت.ولی زیست و عربی منفی نزدیک ده زدم.سال اول یک دانشگاه خوب میوردم.ولی گفتم پزشکی یک سال موندم.و کتابام خانوادم اتیش زدن همش مطالبو تو ذهنم مرور میکردم ولی رفتم کنکور بدم امید نداشتم پیام نور بیارم ولی مدیریت اوردم.بگذریم ولی جاریام از شعور تهی هستن چیزایی هست بگم اینقدر نادر هست که یک طایفه بخونه یکی درجا میفهمه منم.اینقدر کارهای فاجعه.سیکل ندارن بعضیاشون.من شوهرم قیافه هم نداره حتی قد و هیکلم نداره.نگم برات میگم اینقدر تناقض داریم نگاه بقیه تو بازار یا مسافرت خیلی ازارم میده.اوایل ازدواج همه این تناقضات ازارم میداد.ولی تو شوهرت اینجوری نیست ببین میتونی پنج دقیقه اونجوری کنی که تو دوست داری.سعی کن حتی یکبار موفق نشدی صد بار امتحان کن قطعا میتونی و میشع از شوهر من احمق تر پیدا نمیشه حتی خودشم اعتراف میکنه

شوهرم‌مهندسه از یه خانواده پولدار و خیلی سرشناس  جاریامم مث خودم پزشک و داروسازن کلا خیلی سطح ...

من چون عصبی بودم شرط گذاشتم وقتی من عصبانی هستم روز هست من ترک کنم اگه شب هست اون بره.ده ساله رو شرطمون هستیم.حتی روزها بخوام برم اون میره بازم.ولی گاهی میگم لگد زدم اگه پا بشه بره میدونه دیگه خونریزی میشه .وایمیسته حرف بخوره.ولی تو این دفعه شرطو عوض کن.بگو هر وقت میخوای رو من داد بزنی زودتر بهم بگو من خونه رو ترک کنم.چون احتمالا ماشین هم داری شب و روز سخت نیست برات.بگو من چون از شوهری که داد بزنه رو زنش متنفر میشم.اگه تا حالا این سه سال تحمل کردم داد زدنات رو به خاطر تو بود نه ترس.بهش بگو اون حنجره که خدا بهت داده با حنجره افریده شدی منم دارم.بیا با هم فریاد بزنیم ببینیم که داد و فریاد بلند تری داره.ببین منم شوهرم چون تمام خانواده درپیت دارن تو فامیلاشون یکی نیست شغل درستی داشته باشه.این فکر میکرد خبریه.هرگز فخر تحصیلات خودت یا خانواده ات نفروش من تو عمرم نشده فخر چیزی بفروشم قیافه پول تحصیلات بفروشم.هرگز.همین عامل مهمی هست.شاید حس میکنه تو سرتر هستی با داد و بیداد میخواد جبران کنه.باید بگی وقتی همو انتخاب کردیم تو یک خونه هستیم و زندگی مشترک رو جفتمون ساختیم پس در یک سطح هستیم اینو باور بهش بده.و بعد باورش شد بگو پس دلیل نداره تو با داد و بیداد حرمت منو بشکونی.عین طوطی خواسته هات در یک جمله چند کلمه بکو.مثلا من میگفتم حرمت منو نگه دار چون زنت هستم.مردی که اجازه بده دیگران به زنش توهین کنن یعنی واقعا بی عرضه بی اراده است که یکی به زنش جرات کنه توهین کنه.وقتی بحثی پیش میومد تو خانواده اش میگفتم ببین من هرگز حرفی نمیزنم ازت انتظار دارم حرمت من حفظ بشه چون شما بزنین تو گوش هم خانواده اید باز سر یک سفره میشینید ولی من عروس یک خانواده هستم تحقیر فراموش نمیشه.مثلا چیزی میشد جواب نه به پدرش میداد میگفتم کارت درشت نیست حرمت موی سفید پدرتو نگه دار.بابات خیلی ادم خوبیه عشقمه.این پدر زحمت کش درسته سواد نداره ولی شخصیتش از پدر خودم بالاتره.مثل بابای خودم حتی بیشتر دوستش دارم.درسته درس نخوند یتیمی بزرگ شد.ولی قطعا از منو تو شعور بابات بیشتره.ادم باش.کسای خوبی تو زندگیش هستن هایلاتش کن اون افرادو من پدر شوهرم و یکی از خواهر شوهرام بود اینجوری.این رفتار باعث میشد اتفاق بدی میوفتاد میدونست مقصر بقیه هستن نه من

شوهرم‌مهندسه از یه خانواده پولدار و خیلی سرشناس  جاریامم مث خودم پزشک و داروسازن کلا خیلی سطح ...

شاید بهتره به جای لایت کردن فامیلا.رو رفتارا خوب شوهرت لایت کنی و زیادی بزرگش کنی و ابراز رضایت کنی وقتی بردیش بالا باورش شد مثلا قیافه اش خوبه مثلا وقتی مریضی بهت رسیدگی میکنه وقتی خانواده اتو میبینه خیلی احترام میزاره.بالاخره رفتارهایی که باعث شد باهاش ازدواج کنی رو بگو قدر دان شد وقتی حسابی شرمنده اش کردی چندین ماه بعد شروع کن این بار از اشکالات رفتاریش بگو.مثلا بگو یک سوال منو میشه جواب بدی .چرا دوست داری همیشه چشم بشنوی.منم شوهرایی میشناسم غلام حلقه به گوش زنشون هستن.خیلی خوشم میاد.ولی دلیل نمیشه تو غلام من باشی نه من غلام تو.زیباست از روی احترام بهت بگم چشم.و تو هم از روی احترام من حرفی بزنم تو بگی خانومم تو جون بخواه.یواش یواش تغیر ایجاد شد میتونی بگی داد میزنی تپش قلب میگیرم.منم میتونم همراهی کنم داد بزنم که بدونی کم نمیارم ولی حالم بد میشه اصلا من فریاد بزنم زشته مگه خر هستم بلند عر بزنم.یا حیوانم هی با تو شیههه بکشم.من انسانم.خیلی اذیت میشم به داد زدن و داد شنیدن عادت ندارم و نمیخوام هم عادت کنم.باید روش کار کنی.باید الان بعد سه سال کار کردن بهش اولتیماتوم میدادی.که داد بزنه تو هم کوتاه نمیای.گاهی شوهر من خنگ میزد به روش هم نمیوردم.صد تا اتفاق و تغییرات مثبت کرده بود با یک اشتباه کوچیک چشامو رو تغییرات مثبتش ببندم.حتی گاهی خطا میکرد خودش تعجب میکرد به روم نمیوردم.شرمنده میشد.میدونی چی میگم؟؟؟مثلا حواسش بود کسی بی احترامی نکنه تو جمع هی میگفت خانومم بفرما فلان.بعد مادرش کاری نداشت تو جمع مادرش کلمه بی احترامی میگفت انگار نگفته بلند میشدم و احترامو نگه میداشتم میومدیم خونه انتظار داشت داغونش کنم که چرا مادرت جلو جاریام اینجوری تحقیر امیز برخورد کرده.دیگه تهش میگفت شرمنده میگفتم پیش میاد دیگه.تا همه چی درست شد رفتم سراغ مادرش.باورت میشه بعد دعوا تعریف کردم مادرشو دیده بود.گفته بود زن و بچه ات کجاست

فوری گفته بود با توچه.چکار داری زن من اومده شهرستان یا نیومده.سریع میگفته همینطوری پرسیدم منظور نداشتم.گفته بود اره اوردمشون ولی کلا فضولی ها به تو نیومده.باور شاید نکنی این مرد بچه ننه که مادرش میگفت دوستت ندارم این بغض میکرده الان اینجور تغییر کرده.ولی برای من اتفاق افتاد‌.وقتی مادرشو حرف زدم.به من گفت کاش زودتر جواب اینو میدادی.میفهمید هشت سال هیچی بهش نگفتی از شخصیتت بوده.به مادرش گفت بزرگی که خودش احترام خودشو نگه نداره بقیه وظیفه ندارن احترامشو نگه دار.خودت باید شعور میداشتی کاری نمیکردی احترامت زیر سوال بره.ب من گفت خوبش کردی حقشه بیشتر از اینا حقشه.ولی اومدیم خونه دعواش کردم دیگه خودشو لایق دعوای من نمیدونست میگفت تو حرفاتو زدی دیگه .که اینم تغییر کرد.الان میگه کسی حق نداره به زندگیم نزدیک بشه و بی احترامی کنه.الان مگه مادرش جرات داره پشت من حرف بزنه.قدیم عین کلفت کار میکردم هر روز کلفت بودم.بعد پریود بودم اینقدر حالم بد بود شوهرم به زور بردتم.اونجا یک روز کار نکردم ببینی گفته بود عروسم شعور نداره اومد کمک نکرد!!!حتی بهش گفته بودم کمرم صاف نمیشه پریودم.ولی الان کار نمیکنم مجبوره بزاره برداره مگه جرات داره جایی حرف بزنه.خودمو شوهرم میخوریمش

شاید بهتره به جای لایت کردن فامیلا.رو رفتارا خوب شوهرت لایت کنی و زیادی بزرگش کنی و ابراز رضایت کنی ...

عزیز دلم  هرکسی نصبت ب شرایط زندگی ک داره خودش باید با سیاست کارشو جلو ببره..حرفایی ک زدی تو زندگیه تو جواب داد ممکن بر بقیه جواب نده و کار بدتر بشه اینم باید در نظر گرفت

🌷خدایا شکرت🌷
عزیز دلم  هرکسی نصبت ب شرایط زندگی ک داره خودش باید با سیاست کارشو جلو ببره..حرفایی ک زدی تو زن ...

اره دقیقا میدونم.شوهر این کوتاه نمیاد بخواد بهش بگه غلط میکنی داد میزنی.ولی اینو در نظر بگیر خیلی خانم ها حتی شوهرشون میشناسن ولی نمیدونن چکار کنن.مثلا جاریم وسط زندگیم بود زنا میگفتن زندگیت مهمتره یا جاریت .هر صد نفر دقیقا هر صد نفر میگفتن ول کن جاریتو بسپار به خدا.گاهی باید ریسک کرد گاهی باید امتحان کرد راه های مختلف.باید راهکار های مختلف داده بشه اروم اروم امتحان کنه.فقط یک چی میدونم اون مردای ادعا گردن کلفتی دارن باور کن به ظاهرشون نرو.من یک اپارتمان زندگی میکردم یک سالو خورده ازار همسایه تحمل کردم شوهرم هم پشمک.مثلا دو سه تاشو میگم.فیوزشون میسوخت فیوز ما برمیداشتن کار نداشتن ما برق نداریم شوهرم بهشون میگفت تا فردا بزارید جاش و ما بی برق میموندیم!!!هر روز آب ما رو میبستن و پمپ یک سره کار میکرد چون فلکه بسته بود پمپ میسوخت شوهرم پشم.همسایه روغن ماشین عوض میکرد تو پارکینگ ما.که پارکینگ خودش کثیف نشه.همسایه پایین بارون نخوره زیر بالکن ما هر روز مهمانی میداد و کباب میکرد اینقدر هفتاد نفر زیاد بودن چربی مرغ اصلا نمیگرفتن و پوست و چربی کباب میکردن تمام خونه ما دود سفید میگرفت هرکی میومد میگفت پیف پوف.فکر کن جایی هستیم الودگی به شدت بالاست اصلا نمیشه پنجره باز کرد اصلا فکر کن چطور این بوی گندو من تحمل میکردم که تا فرداش شوهرم میرفت سرکار من تحمل میکردم.هر شب مهمانی داشت.ولی یکجایی دیگه مجبور شدم خودم دفاع کردم همسایه ها رو یکی یکی نشوندم جاشون.داشتم بالکن میشستم ناخواسته آب ریخت رو مرد همسایه گفت هوی خیسم کردی.گفتم هوی به دمت به سمت گمشو تو پارکینگت بدو گمشو نبینمت اینجا.تو کدوم طویله بزرگت کردن انسان ها رو هوی میگی.رفتم فلکه همه رو بستم پمپ روشن کردم.یک همسایه گفت بدونم کی اب ما بسته بلافاصله گفتم من.سوخت به جهنم یک پمپ از من بسوزه ماشیناتون کاری میکنم پرواز کنن بترکن بیوفتن رو پشت بوم.فقط یکباردیگه.شوهرم میومد منقل همسایه بزرگ میکشید از پارکینک صد تا سیخو جمع میکرد تا ماشین بیاره تو.رفتم زغالاش ریختم زمین  و سیخاش پخش کردم.گفتم بچه پدرم نیستم بار بعد زیر بالکنم کباب کردی از گیس تو کوچه نچرخونمت و مرغات رو وقتی میچرخونم تو سرت نریزم.یک مرد غول بزرگ سیبیل بزرگ از مهماناش اومد بیرون گفت دلت میخواد بزنیم شوهرت ناقص بشه.گفتم عمو تو روخدا مردی سیبیل داری بزن منو شوهرمو بزنم تا کلیه اتو نفروشی دیه منو بدی ولت میکنم کلی قسط و قرض بدهی و پول لازمم تورو جدت بزن تا دهنتو سرویس کنم.به خدا مرده فرار کرد.یک سالو خورده تحمل کردم.اون سیبیلو بهش گفتم نمیزنی پس گمشو داخل.به خدا رفت تو .موش ها ساکت رفت تو.گفتم هرکی عرضه داره بیاد جلو بزنه من دفاع نمیکنم اینقدر بزنه هرچقدر بیشتر بهتر بیاید جلو.ولی به زن همسایه گفتم گیساتو میگیرم تو کوچه تابت میدم جلو فک و فامیلات کسی میتونه بیاد از مردا به منه زن دست بزنه.فامیلات نمیتونن تورو نجات بدن قسم شرافتم میخورم فقط یکبار دیگه.دیگه بارون هم میرفت دور .گاهی باید وایساد دفاع کرد.من مادر شوهرم یک آبادی رو آباد کرد با نیش هاش.یک ابادی ازش حرف خوردن یک آبادی معروفه.ولی به جون بچم جرات نداره هیچ غلطی بکنه جو میگیرتش حتی سر خاکستون سلامش نمیدم با عصا بدو میاد سلام میکنه.باور کن تنها عروسی هستم دهن مادرشوهرمو سرویس کردم.اونم با پنبه.هیچ وقت دعوا خودم نکردم ولی شوهرم امداختم جلو.مثلا میگفت تو باید ماهانه اینقدر پول به فلانی بدی چهار تا مرغ برای فلانی.شوهرم گفت بایدی نیست من یک هزاری نمیدم.برادرش خونه ساخت گفت باید پول بدی.گفت وقتی من خونه خریدم کسی قرض داد بهم.پول اضافی ندارم.گاهی ادم باید پیچک های زندگیشو از بدنش هرس کنه من اعتقادمه

به خداااااااااااااا نمیتونم.من اصلا وجود ندارم با کی بجنگم با خودم مگر منی وجود داره؟؟؟به خدا نزدیک ...

مهمترین آدم تو دنیا اول خودتی حتی مهم تر از بچه ات ،اون بیشتر ب ی آدم سالم نیاز داره همه اینا ک میگی و میفهمم ولی باید بپذیری ک همون جسم ه باروح داغون مریض ه نباید ولش کنی برو مشاور رفتار درمان حتما کمک کن همون ی ذره چیزی هم ک مونده خوب بشه

نجابت زمانی معنا پیدا میکند که راه دومی هم باشد
اره سلامم نمیده.حتی چند ماه پیش جاریم بهش نزدیک شد گفت جیگرم سلام.روشو اون وری کرد تو این چند سال حت ...

عجب آدم بی در و پیکری ه شوهرش کاریش نداره؟😕بازم خداروشکر ک زندگیت رو روال ه آرامش افتاد از این نظرا

نجابت زمانی معنا پیدا میکند که راه دومی هم باشد
عجب آدم بی در و پیکری ه شوهرش کاریش نداره؟😕بازم خداروشکر ک زندگیت رو روال ه آرامش افتاد از این نظرا

شوهرش نمیدونه اونقدرا.مثلا دور وایساده این نزدیک میشد به شوهرم میگفت سلام جیگرم برای فلانی آب بیار شوهرم محل نداد.بعد فکر کن تو مراسم شوهرم داشت غذا میداد این یک سینی بزرگ برداشت نزدیک شده بود گفت جیگرم این طرفشو بگیر شوهرم محلش نداد رفت.فکر کن مجبور شد زور بزنه اون سینی رو بزاره باز رو میز.هر جفت ش حتی جواب سلامشو نداد اره خیلی خیلی خیلی خیلی وقیح و بی چشم روست شوهرم بهش گفت کرمکی من میشناسمت.صد بار گفت زنم بهترین زن دنیاست حتی گفت هر یک ملیون سال یکی مثل زنم به دنیا میاد ولی باز میچسبه شوهرم اومد خونه میگفت به اویزونی این انگل تو زندگیم ندیدم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108