2777
2789
عنوان

مشکلات زندگی

153 بازدید | 7 پست

من تو زندگیم خبلی مشکل دارم.دوساله ازدواح کردم...واقعا دلم طلاق میخاد اما از حرف مردموسرکوفت خونوادم میترسم.شوهرم خیلی بی فرهنگه.خونوادش از خودش بدترن.یه بابابزرگ داره که همش سرش تو زندگیه ماست و شوهرم باید کاراشو کنه.همبشه هم بهش میگه چشم.اما واقعا هیچ نفعی برامون نداره.حتی تو حساس ترین زمانای زندگیمون زنگ زده به شوهرم و کشوندتش اونجا.شوهرمم خیلی جوگیره.الکی داد مبزنه...پنهون کاری...خرج الکی...نمبدونم خسته شدم دیگه.همش تو تنهاییام گریه مبکنم.اصلا خوشحال نبستم باهاش.اصلا تو رابطه های زناشوییمونم خوشحال نیستم!پیش مشاورم رفتم اما حل نشد.اینقد خسته شدم که همش دعا مبکنم این بابابزرگه بمیره فقط.اختلاف فرهنگبمون خیلی شدیده.شوهرن پخمس واسه همه،همه کار مبکنه بدون منت.اما بقیه فقط هرجابی به نفعشونه کنارشن.دوسالع دارم جون مبکنم تااینو بهش بفهمونم.اما هنوزم بقیه اولویت زندگیشن.چیکار کنم🥲

جلوگیری کن

📌وقتی به داشتن اعتماد بنفس عادت نداشته باشی اعتماد بنفس بنظرت نوعی مغرور بودنه📌وقتی همیشه منفعل بودی قاطع بودن مثل خشونت به نظرت میاد📌وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه📌اینو گفتم که بدونی دایره ی امن تو همیشه معیار خوبی برای رفتارت نیست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خدبهت صبربده عزیزم شرایط زندگی منم شبیه شمابود ولی بجای پدربزرگ خانوادش بودن.   خیلی سختی کشیدم تحمل کردم صبرکردم بخاطر دخترم الان خوشبختم خداروهزاربارشکر.. میتونی باهاش حرفبزن و توی این زندگی که داشتم کلی تجربه کسب کردم بزرگترینش اینه که باشوهرت سرلج و بحث نباش فقط با زبونت خامش کن حتی اگه ته دلت نمیخاد بازم صبرکن محبت کن خامش کن محبت خیلی جواب میده کنارشم صبورباشی البته اینا واسه وقتایی ک میخای زندگی کنی عزیزم

عزیزم چی شد که با یه نفر که از لحاظ فرهنگی هم سطح نبودید ازدواج کردید؟

نمیدونم😊میدونی ظاهرش خیلی خوبه.خیلی.اینقد با مردم بااحترام برخورد میکنه.خب تو خاستگاریم همین بود...اما الان هرچی به دهنش میاد میگه🥺حتی یمدت منو کتک میزذ.اینقد دوستش باهاش حرف زده تا بهتر شده.اما نمیدونم چرا ازدواح کزدم🥲

خدبهت صبربده عزیزم شرایط زندگی منم شبیه شمابود ولی بجای پدربزرگ خانوادش بودن.   خیلی سختی کشی ...

من نمیتونم محبت کنم...زبونم تنده.غر میزنم.ینی واقعا هم رو مخمه.اینم خونوادش ولش کردن.ینی زن بابا دارع و یه ابروریزی راه انداختن فعلا قطع ارتباطیم.خونوادش هیلی زبون دارن.بهاطر همینم این اخنق فک میکنه دوسش دارن.اما پاقغا از پشت خنحر میزنن.شما چرا الان احساس خوشبختی میکنی؟

من نمیتونم محبت کنم...زبونم تنده.غر میزنم.ینی واقعا هم رو مخمه.اینم خونوادش ولش کردن.ینی زن بابا دار ...

ببخش دیر اومدم سایت گلم... باید سعی کنی خشمت روکنترل کنی کل کل نکنی سکوت کن وقتی اروم شد دلخوریاتو اروم بهش بگو. من تجربه خیلی گرفتم سکوت خیلی جاها واقعا کارسازبود برام... اویزوون نشدم سعی کردم احترام ومحبت استانداردش خوبه زیاد پاپیچ زیاد سرک کشیدن توی گوشی شوهر خودتو ناراحت و افسرده میکنه اونی که بخاد کارش رو بکنه محتاطانه تر انجام میده. پس بزارش واسه وجدانش... وابستگیم رو قط کردم.. شاد شدم واسه خودم زندگی کردم توقعم روازاونایی که رنجوندنم کم و کمترکردم حتی رابطه ام رو قط کردم.. انتظارات خیلی شکنندس.. امضآمو توی زندگیم عملی کردم امیدوارم بتونی حرفامو درک کنی بعد میدونی ارامش یعنی خودت و خودت و خودت رو دوست داشته باشی عزیزم و..... 


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792