2777
2789
عنوان

جدا شدیم

104 بازدید | 4 پست

هفته گذشته با خونوادش اومد خواستگاری

۲شب بعد خواستگاری بهم گفت ک باید جدا شیم

میگفت خونوادش ناراضین و هزارتا بهونه دیگه

بنظرتون چرا اینجوری شد؟ خودش نخواست؟ یا واقعا خونوادش مجبورش کردن؟

البته‌ همیشه میگفت ک نظر خونوادش براش مهمه ولی اخه مگه میشه بعد این همه سال اینطوری با ابرومون بازی کنه؟

ما حتی حلقه هم خریده بودیم


خداروشکر که با این بچه ننه ازدواج نکردی 

سختی هایی که کشیدم باعث شد تا عزت نفس نداشتم بهم برگرده و قدر و ارزش خودم رو بیشتر بفهمم. سختی ها همیشه بد نیست گاهی آنقدر با یک ناراحتی خرد و ریز ریز میشی که انگار دوباره از تکه هات یک من جدید ساخته میشه اما این بار یک من قوی تر! محکم تر! 

بعد این همه سال تازه دو شب پیش اومدن خواستگاری

نباید کشش می دادی وقتی اینقدر خانواده اش روش تاثیر داشتن

من همونم که یه روز  می خواستم دریا بشم.  می خواستم بزرگترین دریای دنیا بشم

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792