سلام بچه ها
بیاین یه خاطره ی خنده دار بگین دورهمی بخندیم یکم
خاطره ی خودم: جونم واستون بگه اون وقتا که دبیرستان میرفتم یه کیف کوله پشتی داشتم که همیشه پوست خوراکیامو میریختم داخلش که رسیدم خونه بریزم آشغالی (حالا انگار مدرسه یا خیابون آشغالی نداشت همینقد نابووود) یبار از مدرسه برمیگشتم با تاکسی. به 4راه که رسیدم میخواستم پیاده شم.نگو کرایه رو ک حساب کرده بودم در کیفمو نبسته بودم همینجووور تا ته باز. پشت چراغ قرمز توی یه چهارراه شلوغ پیاده شدم در کیفم باز شد هرچی پوست خوراکی بود ازش ریخت بیرون اونروز کلی شکلات خورده بودمو کیفم پرررر از پوست شکلات. مونده بودم در ماشینو ببندم.در کیفمو ببندم. آشغالارو جمع کنم از روی زمین. برم کنار از سر چهارراه. فقط پسرایی ک مرده بودن از خنده گفتن مگه آشغال جمع کنی؟ یکی گفت خونه ما هم بیا تمیز کن هروقت بهش فکر میکنم هم میخندم هم خجالت میکشم .
شما سوتی دادین تابحال؟