یه غم عجیبی تو دلمه
اصلا هیچی خوشحالم نمیکنه
یک ماه سر یه موضوع چرت وقتایی که بابام خونس تو اتاقم
بیرونم که اصلا جایی رو ندارم برم
پشت کنکوریم کلاس آنلاین نوشتم ولی دست و دلم به درس خوندن نمیره
همش فیلم...
حتی حوصله آشپزی رو که تنها کار مورد علاقم بود هم ندارم
دیروز سر بی ادبی زدم تو صورت آبجی ۱۶ سالم دستم بشکنه🥺
الان چهار روزه سر یه موضوعات تکراری و کوچیک گیر دادم به پارتنرم و قهر کردم که البته دیروز آشتی کردم باهاش
به شدت دلتنگشم ۱۰ صبح تا ۱۲.۵ شب سرکاره.الان یه هفتس سرکار میره یه روز آفه دیروز یکم حرف زد باهام ولی حتی حرف زدن باهاشم حالمو خوب نکرد
منم اگه شبا دیرتر از ۱۲ بخوابم روز بعدش اصلاااااا نمیتونم حتی یه ساعتم درس بخونم
نمیدونم چمه و چیکار کنم🥺