خانما هستین داستان زندگیمو بذارم تازه گذاشتم ولی گوشیم برنامه هاش بهم رخت ادامه ندادم اگر هستین بذارم از قبل تایپ کردم
https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون
من شنیده بودم آدم که میمیره چشماش رو میبنده ولی میگن مرده ای چشاش بازه یعنی چشم انتظار یکی بوده خواهرم سمیه هم راهش دور بود ونتونست بابام رو ببینه پدرم سمیه رو خیلی دوست داشت چون فوق العاده دختر اروم و مظلومی بود
https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون
قبل از مرگش هم به عموم گفت حلال کن ولی چرا دخترتو ندادی به پسرم منظورش برادر کوچیکم بود عموم بهش گفت ببخشید دست من نبود دست ها زن ها بود از عهده ی من خارج بود پدرم خیلی دوست داشت دختر عموم برای برادرم بگیره ولی عمه ام همجور تلاش برای تفرقه فتنه و دوبهم زنی کرده بود
https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون
تمام زندگیم با زخم زبونا دل شکستنا تحقیر با نداری با همچیز ساخته بودم داشتم نفس عمیق میکشیدم که با فوت بابام همچیز بهم ریخت الان بعد از یکسال از نبودنش داغ من تازس همیشه گریه میکنم بعد از دیدن بابام اخرین لحظه خیلی براش خوشحال شدم شاید یچیز مسخره باشه ولی آدمی که کل زندگیش درد ورنج بوده مرگ بهترین اتفاق زندگیشه پدرم طول زندگیش از همه خورده بود از زن وبچه خواهر وعروس ...توی هفته ای که زمین گیر شده بود مادرم خیلی بهش زخم زبون زده بود
https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون
خانما اگر هستید حداقل یچیزی بگید که من بدونم میخونید
https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون
توی مراسم ختم مادرشوهرم از کارای شوهر خواهرش خبر داشت کاملا اونو میشناخت ولی خب مردم زیادی اومدن ختم ...
اهان ممنون توضیح دادی
امام محمد باقر می فرمایند: وقتی مهدی عج♥️ وارد کوفه می شود،بر فراز منبر قرار می گیرد، سخن آغاز می کند ، در حالی که مردم از شدت شوقِ دیدارش آنچنان می گِریَند که از شدت گریه نمی فهمند امام عج چه می فرمایند.یعنی میشه ما هم اون روز باشیم؟😭خداوندا شکرت که دیدی قلبم اومده سمتت بهم نشونه دادی 😭 حضرتم امامم مهدی عج آمدن به خواب من 😭😭 شوق و فقط شوق در گفتارشان منو به سمت دیگری از زندگیم کشاند😭😭یادم نمیره قول میدم یادم بمونه تموم حرفاتو 😭😭😭😭 خ
خیلی اتفاقات و تفریحات بچگی و دوره نوجوانیمو نگفتم اخر سری بهت میگم دقیق چطوره با امیر آشنا شدم
باشه حتما میخونیم با جونو دل 😍
امام محمد باقر می فرمایند: وقتی مهدی عج♥️ وارد کوفه می شود،بر فراز منبر قرار می گیرد، سخن آغاز می کند ، در حالی که مردم از شدت شوقِ دیدارش آنچنان می گِریَند که از شدت گریه نمی فهمند امام عج چه می فرمایند.یعنی میشه ما هم اون روز باشیم؟😭خداوندا شکرت که دیدی قلبم اومده سمتت بهم نشونه دادی 😭 حضرتم امامم مهدی عج آمدن به خواب من 😭😭 شوق و فقط شوق در گفتارشان منو به سمت دیگری از زندگیم کشاند😭😭یادم نمیره قول میدم یادم بمونه تموم حرفاتو 😭😭😭😭 خ
بعد از فوت بابام یه شب خواب دیدم که توی یکی از صحن های امام رضا خوابیدم همونجا خواب میبنم که سه تا در چوبی بزرگ باز میشن و مردم ردیف وصف کشیدن که توی اون جمعیت صف اول یا دوم بابام بوده و ندا میاد این بندگان صالح من هستن😭😭😭پدرم اهل نماز روز واینو اغراق نمیگم مثل درویش زندگی کرده بود چند سال که خونه نشین شده بود سرکار نمیرفت همش احادیث از پیامبرا واماما مینوشت باصدای قرآن اول صبحش بیدار میشیدیم برادرم کوچیکه خیلی با پدرم درگیر میشد چند بار بابام از برادرم کتک خورد یاد اون صحنه ای میفتم که وقتی برادرم کارت عابر رو از پدرم خواست و نداد با مشت ولگد ازش گرفت وکل پول وزحمت بابام رو به باد داد یاد لحظه ای میفتم که عمه هام برای زن دادن برادر ناتنیم تلاش کردن ولی اونا ادم خوبه شدن بابام آدم بد با اینکه بابام هیچ دخالتی نکرد ولی هنوز عمه ام ودختر عمه ام ازش کینه بدل دارن
https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون
پارت ۳۲ حیف که نویسنده ی خوبی نیستم که بتونم که صحنه رو براتون تعریف کنم امیدوارم این صحنه برای هیچ ...
چقدر دردناک بوده اون لحظه واقعا منم اشک تو چشمام جمع شد ... فاتحه ای برای پدرت خوندم
امام محمد باقر می فرمایند: وقتی مهدی عج♥️ وارد کوفه می شود،بر فراز منبر قرار می گیرد، سخن آغاز می کند ، در حالی که مردم از شدت شوقِ دیدارش آنچنان می گِریَند که از شدت گریه نمی فهمند امام عج چه می فرمایند.یعنی میشه ما هم اون روز باشیم؟😭خداوندا شکرت که دیدی قلبم اومده سمتت بهم نشونه دادی 😭 حضرتم امامم مهدی عج آمدن به خواب من 😭😭 شوق و فقط شوق در گفتارشان منو به سمت دیگری از زندگیم کشاند😭😭یادم نمیره قول میدم یادم بمونه تموم حرفاتو 😭😭😭😭 خ
من نمیگم اونایی که نماز خونن همه بنده های خوب خدا هستن شوهر خواهر شوهرم سید بود مداح بود ولی فقط ظاهر خوبی داشت ولی باطنش آلوده و مریض بود
https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون
https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون
چقدر دردناک بوده اون لحظه واقعا منم اشک تو چشمام جمع شد ... فاتحه ای برای پدرت خوندم
😔😔😔
https://www.ninisite.com/discussion/topic/9621670/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c?postId=257799985 داستان زندگی منه دوست داشتی بخون