من یه شلوار دوختم برای بابام .هی مامانم ایراد گرفت هی ایراد گرفت هی گفت هی گفت .خودشم بلد نیست یدونه باچرخ کار کنه ها .منم فرستاد به زور کلاس خیاطی.
الان دوختم میگه چرا کوتاه شده 😐.فقط یکم کوتاه شده یکم .
کلا عصابم و میریزه بهم .منم پشت دستمو داغ کنم برای اینا چیزی بدوزم .
مانتو هم براش دوختم تنهایی نه ها با مربیم زیر نظر اون الانم میگه دوسش ندارم .آنقدر عصابم خرده ها نشستم گریه کردم از حرص گلوم درد میکنه