شوهر من دارم برای طلاق آماده میشم
کارای ارث پدری م انجام بشه میرم
داداش بزرگ م داره اذیت میکنه و خواهر هام زندگی شون عالیه
من هرچی گریه و زاری کردم خب میگه نیاز نداریم املاک و دارای بابا رو بیا تو خونه بابات بشین میگم نه تقسیم کنید
خلاصه با کفش من راه نمیرن نمی دونن کفش داره پامو میزنه
قرص اعصاب استفاده میکنم