خب براتون بگم ک ی شب تو اتاقم خواب بودم بعد صبح ساعتا ۶ بود بیدار شدم دیدم ی چیز سفید مث چادر ۳ متر قد داره بعد از زمینم فاصله داره چون خیلی خوابم میومد خیلی جدیش نگرفتم فک کردم چادره 😂😂🥲بعد ک بیدار شدم دیدم نیس به بابام گفتم یه چادر اینجا بود ندیدین گفتن ک اصن چادری اینجا نبود...😂😂و در آخر فهمیدم جن بود 😂
من آدم خیلی نترسی بودم و عاشق ماجراهای جن و ازین چیزا،یمدت تو خونمون اذیت میشدم شبا تا صبح از خواب میپریدم،تو گوشم صدا جیغ امد یبار بیدار شدم،یبار دستم میسوخت خیلی کم،بیدارشدم دیدم جای خط ناخن کشیدن روشه(الان که دارم تایپ میکنم اون قسمت انگار میسوزه😐ولی ماجرا مال قبلنه و دستم هیچیش نی)عا داشتم میگفتم یبارم تو حال خوابم برده بود تنها بودم یکی تند تند بازمو تکون دادن بیدار شدم عکس العملی نشون ندادم،کلن تو خواب زیاد اذیتم میکردن،صدای کاغذ و دفتر میومد تا دراز میکشیدم ولی بلند میشدم صدا قطع میشد خودمو قانع میکردم توهمه ولی تو خونمون طلسم پیدا کردم😂💅🏻و این ماجراها تموم شد تا اینکه یکی دوماه پیش تو اتاقم دراز کشیده بودم یکی انگار دست زد به کمرم کاری نکردم چون بقیه خونه بودن ترسی نداشتم،بعد یهو دستمال مچاله شده افتاد رو کارتونی که روبه روم بود اونجا دیگه ترسیدم بلند شدم رفتم تو حال پیش بقیه خوابیدم.
من یبار رفته بودیم شهرستان بعد نزدیکای اذان بود منم خوابم نمیبرد بعد پشت خونمون تراس مانند هستش وقتی میری پشت اونجا مثل باغ گندس بعد اتاق خواب هم پنجره داره یطوری میشه گفت میتونه ادم ببینه اون باغ رو بعد دیدم ی صدایی میاد ترسناک و خیلی بلند ک دارن دست میزنن جیغ میکشن من دختر خالم و بیدار کردم که پیشم خوابیده بود گفتم میشنوی صدا رو گفت نه خوابید بعد دیدم آبجیم که اونم تو اتاق خواب بود میگه آبجی صدا رو میشنوی وای خیلی ترسناک بود بعد من یهو دیدم از اونور پنجره ی چیزای بلندی مثل آدم ولی قیافش اصلا قابل تشخیص نبود خیلی هم ترسناک انگار تو هوان بعد همون لحظه صدای اذان اومد دیگه صداشون قطع شده