دوهفته ست زایمان کردم بخیه هام عفونت کرده مامانم گفت ب شوهرت بگو آناناس بگیره برای جوش خوردن زخم خوبه منم بهش گفتم بگیره امروزظهراومد گرفت گفت فقط خودت بخور منظورش این بود ب مامانت اینانده😔گفتم من روم نمیشه جلواونابخورم وتعارف نکنم اصلانمیخریدی..گفت خودشون میفهمن دیگ واس توخریدم چندجاگشتم تاپیداکردم ۱۸۰تومن گرفتم..خودش خوردکرد گذاشت تویخچال گفت خودت ازیخچال برداربخور..بعدش گفت آب هویج وآب سیب بابدبختی میگیری خودت یه لیوان میخوری یه پارچ میدی خونوادت توشیرمیدی یااونا😔گفتم منم ب اندازه خودم میخورم گفت توبایدبیشتربخوری تااونا..مامانم ۲۰روزه پیشمه ب هوای زایمانم خداخدامیکردم چندروزی ک پیشمه ب خوبی خوشی بگذره چون بابام وشوهرم باهم سازگارنیستن زیادواخلاقشون زمین تاآسمون فرق داره😥🤦♀️مامانم میخواست بره خونه گفت خیلی موندیم دیگ شوهرم نذاشت گفت نه بمونید بخیه هاش بهتربشه اصلافکراین چیزارونکنید و...ولی کاش برن من کم کم کارامودارم میکنم نمیخوام دلخوری کدورتی پیش بیادخدای نکرده🤕