چند شب پیش خواب دیدم یه روز قبل از عروسیمه،بعد من اصلا اماده نبودم اپیلاسیون هم نکرده بودم حتی..خیلی ناراحت هم بودم..همون روزش قرار بود زن عموم نوبت ارایشگاه بگیره ک متوجه شدیم ارایشگاه خوبی نیس ولی عجله داشتیم و وقت نبود واسه عوض کردن ارایشگاه
بعد نکته ی جالب اینکه داماد رو نمیشناختم و نمیدونستم کیه اصن😐
حالا اینجا ب بعد خوابم مضخرف و عجیب میشه
توی همون روز بعد از ظهرش رفته بودیم بازار و کسی که دوسش دارمو دیدم(چون شغلش توی بازاره) خیلیییی عصبی بود و ناراحتتتت
بعد پرسیدم چرا ناراحته گفتن چون داری ازدواج میکنی..در صورتی که اون تاحالا بهم ابراز علاقه نکرده و فقط خودمم ک دوسش دارم..بعد از چند دقیقه دیدم دستش یه تفنگه و از روی عصبانیت ی دختر بچه ای که کنارم ایستاده بود رو بهش شلیک کرد و کشت..بعد شروع ب فرار کرد و منم دنبالش میرفتم..تا صبح روز فردا داشت فرار میکرد ولی اخرش با گریه خودشو تحویل پلیس داد.. تعبیرش چیه 😭 مدتی بود ک بهش فکر نمیکردم ک فراموشش کنم ولی اون شب یهو اومد ب خوابم..