من معلم کودکان با نیازهای ویژه ام
دانش آموزی دارم که یک چشمش نابیناس و چشم دیگه اش مقدار کمی بینایی داره مادرش مدام نگرانه و مدام منو نگران میکنه که مواظب این بچه باشید این بچه چیزیش نشه همین یذره بینایی رو داره
خوراکیش روبخوزه
کسی نزنتش تشنه نمونه آبشو بخوره
من زنگ تفریحی بچه رو به معاون تو حیاط تحویل میدم و باز ازش تحویل میگیرم
و این فقط نگرانی برای یک دانش آموزه
الان هم پر استرسم و نگران که امروز دو دقیقه کلاس نبودم و مادر داشت آموز اومده دیده و اخم و تخم و ...که چرا معلم بالا سر بچه ها نبوده البته مراقب داشتن نه اینکه تنها باشن