2777
2789
عنوان

سرطان سینه

590 بازدید | 18 پست

دوستان مامانم رفته ماموگرافی و نمونه برداری گفتن یه توده بدخیم توی سینشه،از اون روز که نمونه برداری کردن توده کوچیکتر شده،مامانم میگه اصلا انگار دیگه پیداش نیست،فقط اندازه یه سر سوزن جای نمونه برداریه اومده بالا،خیلی واسش میترسم آرامش نداریم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

مامانم میگه دوماه پیش که یه چیزی اومد توی سینم رو متوجه شدم،دکترا گفتن خیلی کوچیکه،دکتر سونوگرافی هر چی می‌گشت پیداش نمی‌کرد به مامانم گفته بود شما چه جوری اینو پیدا کردی،گفتن خداروشکر که زود متوجه شدید و خیلی کوچیکه،البته هنوز جواب تکمیلی نمونه برداری نیومده فقط جواب کلی که اومده گفتن بدخیمه

دکتر گفته سرطانه؟؟و بعد نمونه برداری از بین رفته؟نظر دکتر چیه

آره،هنوز جواب تکمیلی نیومده دو سه روز دیگه میاد،مامانم میگه انگار دیگه پیداش نیست فقط اندازه سر سوزن 

آره،هنوز جواب تکمیلی نیومده دو سه روز دیگه میاد،مامانم میگه انگار دیگه پیداش نیست فقط اندازه سر سوزن ...

عزیزم براشون حمد میخونم ان شالله که معجزه وار سلامتیشون رو به دست اورده باشن

اقایون درخواست ندن. متاهل

نترس عزیزم عمل کنه خوب میشه،من یکی میشناسم سی سال پیش عمل کرد،شیمی درمانی هم میشد الآنم خوبه ولی حتم ...

وای من از شیمی درمانی و این چیزا میترسم.مامانم طاقت نداره،گفتن کوچیکه نیاز به شیمی درمانی نداره فقط عمل،تو رو خدا واسه مامانم دعا کنید 

انشالله که نیاز به درمان تهاجمی نباشه اگه زود فهمیدید و کوچیکه خیلی راحت درمان می شه

کریستین بوبن نویسنده مورد علاقه من تو کتاب دیوانه وار می‌گه هنر اصلی هنر فاصله هاست. زیاد نزدیک به هم می سوزیم. زیاد دور از هم یخ می زنیم. باید جای درست را پیدا کنیم و همان جا بمانیم.برای من عجیبه ما معتقدیم به دوری و دوستی ولی اصرار به ازدواج داریم. بله فرار از تنهایی نیاز به حس امنیت و یک رابطه جنسی مستمر و سالم و در نهایت فرزند آوری هست ولی باید به این جنبه هم فکر کرد که چقدر دوست داشتن واقعی را با عادت کردن به ف*اک دادیم؟ حسابش را کردیم که چقدر استعداد خصوصا زنان به تبع ازدواج از بین رفته؟ حسابش رو کردیم که چقدر آدم مهاجرت تحصیل تو بهترین دانشگاه ها شغل در یک شرکت بین المللی و یا دنبال کردن هنر و کار مورد علاقه رو گذاشتن پای این حضور همیشگی کنار هم ؟ پس اگه زندگی شما از عشق ناب به عادت رسیده اگه ازدواج شما چیزی شبیه به توقف پروژه توسعه فردی بوده اگر برای رشد یک نفر باید جای پایش روی شانهء له شده دیگری باشد اگر فارغ از فشار خانواده و دید جامعه و قانون آدم ثروتمند و قدرتمندی بودید انتخاب شما در این لحظه دیگه همسر شما نیست باید بگم چیزی شبیه به مرگ تدریجی رو تجربه می کنید. برای دوباره عاشق شدن و عاشق موندن تلاش کنید به طول زندگی فکر نکنید مهم نیست چند روز و چند سال کنار هم هستید به عرضش فکر کنید به اینکه از لحظه لحظه ی زندگی کنار هم لذت بردید یا نه برای من خیلی عجیبه آدم ها از خیانت می ترسند اما از عادت نمی ترسند آدم مگر چند بار زندگی می کنه که بیست سی چهل سال رو با کسی بگذرونه که لاجرم باید با اون باشه دوستش نداشته باشه و مثل یک کارمند مثل یک هم‌خانه باهاش ادامه بده.
وای من از شیمی درمانی و این چیزا میترسم.مامانم طاقت نداره،گفتن کوچیکه نیاز به شیمی درمانی نداره فقط ...

اگه گفتن احتیاج به شیمی درمانی ندارد هم که دیگه بهتر،انشاالله که خوب میشه نگران نباشید.دعا میکنم براش

وای من از شیمی درمانی و این چیزا میترسم.مامانم طاقت نداره،گفتن کوچیکه نیاز به شیمی درمانی نداره فقط ...


ایشون باید یه جراحی و یه دوره شیمی درمانی و پرتو درمانی بشن در صورت تشخیص بیماری در مراحل اولیه شانس درمان بالای هشتاد درصد هست اصلا نگران نباشید داروهای بسیار خوبی برای درمان همیشگی این بیماری ساخته شده و در دسترس همه قرار داره فقط قبل از شروع درمان حداقل با دو پزشک ماهر مشورت کنید تا بهترین تصمیم را و راه درمان را انتخاب کنید

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108