2777
2789
عنوان

کتک خوردم

1067 بازدید | 10 پست

سال قبل بود خیانت شو فهمیدم در حد چت و به قول خودش قرار که نرفته بود زیاد دعوا کردم شکستم تا یه قدمی طلاق رفتم ولی به خاطر دخترم برگشتم . برگشتم چون یک درصد هم خودمو مقصر می دونستم گفتم بذار یه فرصت و بدم  .دیشب یه برنامه نصب کردم روی گوشی شوهرم تا عکس ها رو ریکاوری کنم به خیال خودم عکس عروسی!!! عکس ها رو ریکاوری کرد خشک شدم ساعت دو نصف شب داشتم سکته می کردم یه فیلم بود که تو ماشین همسرم یه زن ه بود و می گفت چرا ازم فیلم می گیری صدا شوهرمم بود!!! داغون شدم فروریختم من تمام تلاشم کرده بودم که زندگی مو حفظ کنم . صبح شد نخوابیدم بیدار شد بره سرکار گفتم این چیه نگاه کرد گفت فلانی ه قرار بود برای تخریب و اتو از کسی اینو بفرستیم و باهاشون عکس بگیریم گفتم تو پیدا کردی ریلکس گفت آره ولی با من که رابطه نداشت گفتم دیگه تموم ه بذار برادرت از سفر بیاد چون سر خیانت قبلی گفت اگه دوباره تکرار شد بگو من خودم به زور هم شده توافقی طلاقت میدم (آدم مطمئنی ه تنها کسی هست که بهش ایمان دارم) داشتم می لرزیدم بعد از ظهر اومد به پام افتاد که غلط کردم با من رابطه نداشت که من فقط رسوندمش و اومدم هیچی نگفتم محل ش ندادم. منتظر بودم برادرش بیاد . امشب گوشی ش دستم بود خودشم بیدار بود یهو یه پیامک اومد که آره شب گفتم چی ه رفتم تو پیامک ها دیدم همسر اشغال م پیام داده دو هفته قبل که یه آدم پولدار معرفی کردم اکانت شو بهش اونم گفته بود آره شب نشون دادم چیه ؟گفت چرا گوشی مو جاسوسی می کنی گفتم چرا نگو حرف تو بگو گفت خودت فرستادی تا منو خراب کنی بعد دید نمیشه گفت نمی دونم کیه از پیامش عکس فرستادم زود فرستادم گوشی خودم با اون فیلمه .بعد چند دقیقه گفت این همون زن هست که فرستادیم واسه اتو گرفتن تهدید کرده میرم به طرف میگم من م بهش الکی گفتم بیا خانواده پولدار معرفی کنم بهت .فردا صبح گفتم به برادرت زنگ میزنم نشون میدم گفت نشون نده خودم میام با هم حرف بزنیم اومد سر شب رسید در باز کرد حمله کرد بهم کتک می زد گوشی رو گرفت دید رمز شو عوض کردم اونقدر کتک می زد گوشم خون اومد .گوشی مو گرفت که ببره مدرک و پاک کنه چند دقیقه بعد اومد گوشی مو کلا فلش زده بود و پاک کرده بود اومد داد رفت گم شد بیرون منم بهش گفتم مدرک و پاک کن دل منم که نمی تونی پاک کنی تازه طلبکار هم بود که زن ه زنگ زده پول خواسته و تو مقصری چند ساعت بعد اومد تو که بیا ببرمت دکتر گفتم برو گمشو الآنم تو اتاق تنها با دخترم خوابیدم درم قفله

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

پنج آره 

به نظرم بودن توی یه محیط آروم بهترین کاریه که میتونیم برای بچه‌هامون انجام بدیم این بار درست تصمیم بگیر و نزار دخترت بیشتر از این آسیب ببینه حتما به مشاوره مراجعه کن و تحت فشار عصبی تصمیم نگیر 

همسرت جز این موضوع در کل پدر خوبی هست؟ یا اخلاقای بدش بیشتر از اخلاقای خوبشه؟

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز