من افسرده شدم..هیچی حالمو خوب نمیکنه دلم میخاد تنها باشم تو جمع خانوادگی ، دوستا و.... احساس تنهایی میکنم هرشب گریه میکنم همیشه سعی میکنم الکی بخندم تا بقیه فکر بد نکنن ولی دیگه خسته شدم..
دلم میخاد کلا نباشم.
میدونین چیه من یه مشکلی دارم که بشدت داره روحمو سوهان میکشه هیچ کاری از دستم بر نمیاد 😔 یه دوسه سالیه متوجه شدم همه چیو فراموش میکنم شیرین ترین خاطرات بچگیمو بیاد نمیارم اتفاقای قبلن یادم نیست درسایی که سال قبل خوندمو فراموش کردم در لحظه نمیتونم حضور ذهن داشته باشم نمیتونم حتی برایه کنفرانس یا پرسش شفاهی آماده باشم من تو بیان حرف هایه ساده هم دچار مشکلم نمیتونم به طور دقیق و کامل یه اتفاقو برای خانوادم یا دوستام شرح بدم
فیلمیو که امروز دیدم فردا یادم میره آهنگایی که گوش میدم حفظم نمیشه
هیچکی منو نمیفهمه به دو سه تا از مهم ترین آدمای زندگیم مشکلمو گفتم ولی اونا هم منو جدی نگرفتن و گذشتن
بعضی وقتا فک میکنم برا هیچکی مهم نیستم
کاش این مشکل سرطان بود حداقل آدم خجالت نمیکشید بقیه بدونن من دارم از تو داغون میشم روز به روز حالم وخیم تر میشه دیگه نمیتونم ادامه بدم...