امروز میخواستم برم خونه مامانم گوشی که تازه پریشب شوهرم برام خریده بود ازم تو اتوبوس زدن خدا لعنتشون کنه دزدای عوضی رو تازه کیف من زیر چادر لبنانی بود تمام زیپاش باز شده بود من فقط ده دقیقه سوار شده بودم بعد نمیدونم چه طور زدن ولی ایستگاه قبل سه نفر سریع با هم پیاده شدن که یکی از اون سه نفر یه خانمه بود که بهم لبخند میزد و