2777
2789
عنوان

نوشته من❥

62 بازدید | 2 پست

نگاهامون تو هم گره خورده بود،نه من حرفی میزدم نه اون انگار باسکوتمون داشتیم ناراحتیامونو فریاد میزدیم،انگار اون لحظه حنجره هامون خفه بود و فقط چشامون،توان حرف زدن داشتن!

بلاخره یه صدایی از ته گلوش بزور اومد ...

بیا سنگامونو وا بکنیم،بیا دلگیریارو تموم کنیم.

بیا راجبه چیزی که ناراحتی حرف بزنیم.

نگاهم رنگ تمسخر گرفت،گفتم مرور دوباره خنجری که تو قلبم کردی فقط دردمو دوبرابر میکنه!

ناراحتیمو کم نمیکنه ...سنگامو وا نمیکنه ...

نگاهش رنگ غم و پشیمونی داشت!

اما به زبون نمیاورد،انگار خورده غرورشو بزور حفظ کرده بود!

تلخ خندی زدم و با ته مونده صدام گفتم برو ...

دردامو بیشتر نکن،مرورشون عذاب آوره...!اون رفت ولی من موندم و با قلبی که نمیدونستم چطور باید درستش کنم!

قلبی که یه روزی سالم بود،ولی الان هزار تیکه شده ،هر تیکه اش تو یه خاطرس؛

و هر یه خاطرش میخواد نیمه جونی که تموم شده رو هم ازم بگیره!


...


زندگی مثل آیینه است☁️✨️

کاش همع چی انقد داستان طور بود/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز