2777
2789

اصلا دگ دوست ندارم زهلم میره یک سال و سه ماهه عقدم مشکل مالی داریم نمیتونیم فعلا بریم خونمون وام کوفتی رو هم نمیدن مث اواره ها عصرها میریم بیرون ۱۰ ۱۱ برمیگردیم انگار میریم پیک نیک دگ واقعا خسته شدم از تاپیک زدنم خسته شدم تورو خدا دعام کنید ب قران عزت احترامم داره از بین میره از اینورم ی بابای بداخلاق که همش سرجنگ داره باهام دعا کنید تورو خدا دلم داره میترکه قلبم درد میکنه از فکر و خیال

یه فروردینی بی حوصله

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

درکت میکنم . برات دعا میکنم زودتر راحت بشی . برام دعا کن

تورو خدا خیلی دعام کن بدبخت شدم دگ دستم هیچ جا بند نیست همه هم لگد میزنن بهمون پشت و پناه نداریم 

یه فروردینی بی حوصله

طلایی چیزی داری بفروشین فعلا یه خونه اجاره کنین .ماهم مشکل مالی داشتیم شوهرم ماشینش یه سمند بود فروخت یه پراید گرفت یه مقداری هم من طلامو گذاشتم یه خونه اجاره کردم .شرایط منم خوب نبود

طلایی چیزی داری بفروشین فعلا یه خونه اجاره کنین .ماهم مشکل مالی داشتیم شوهرم ماشینش یه سمند بود فروخ ...

مشکل فقط خونه نیست کلی مشکله گیر ی وام هستیم تورو خدا دعا کن 

یه فروردینی بی حوصله

خدا نکنه عمرت طولانی و با عزت فقط دعام کن خواهش میکنم

چشم عزیزم ایشاا‌... ک خدا کمکتون کنه بتونید جدا شید بخدا انگار از جهنم میری بهشت

اون زمانی كهفكر كردى ديگه نميتونى دوام بيارى رو يادته؟خب، تونستى و باز هم ميتونى..
ایشالا که مشکلت زودتر حل بشه عزیزم .خیلی سخته .خدا کمکت کنه

خیلی سخته بخدا هرروز ی قسمت از بدنم از مشکل و غصه درد میکنه ی هفته معدم ۴ روز زد به چشمم الانم که انگار تو قلبم سیخ میزنن

یه فروردینی بی حوصله

من و همسرمم ۸ ماه عقد بودیم، از ۶ ماه ک گذشت دیگه شروع کردن ب اذیت کردن و تیکه انداختن ک اگر پول نداشت مجبور نبود عقد کنه و باید نامزد میموندید.الانم دیگه زشته و شده بدون عروسی برید سرخونه زندگیتون یا اینقد بیرون نرید😐واممون جور نمیشد و شوهرمم واقعا دستش خالی بود و شرایط بدی داشتیم و دائم بخاطر اوضاع مالیش مادر و خواهرم بهم تیکه مینداختن تا گریه میکردم☹️

بیرون رفتنای ما در حد۳ الی ۴ ساعت بود و راس ۱۱ من خونه بودم با اینجال هر دیقه تیکه مینداختن بهم😐

خلاصه چه دوران قبل از عقد چ بعدش برای من پر از تنش و بدبختی بود جوریکه زیاد حوصله خانواده خودمو ندارم و خیلی کم میرم دیدنشون. چون حرفا و رفتاراشونو یادم میاد و ب هیچ وجه یادم نمیره. الان بعد از گذشت ۷ ماه از ازدواجم پشیمونن و دلشون خیلی برام تنگ میشه ک دیگه اونجا نیستم و دائم زنگ میزنن ک بیا خونه و.... ولی خیلییییی کم میریم اونم در حد ی ساعت.

سرآغاز راهی بودم که مقصدی نامعلوم داشت...🌌🌒
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   ساجدت  |  19 دقیقه پیش
توسط   xenomorph  |  19 دقیقه پیش