من ۱۱ ساله خونه مادر شوهر زندگی میکنم دیگه خسته شدم مثل زندانیام هیچ کاری نمیتونم بکنم تازه خواهر شوهرم میخواد بیاد تو خونه خودش دو تا کوچه آن طرف تر خونه مادرشوهر و هست تازه اون دخترشم میخواد بیاد تو محله بشینه سر کار میخواد بره بچشا بزارن خونه مامانش موقع کارش بعد خونه مادر شوهر من همیشه شلوغه دیگه چه برسه اینا دیگه بیان تو یه محله منم که خونم باید درش باز باشه بچه هامون میاند اصلا ملاحظه نمیکنند ازشونم خیلی آزار و اذیت کشیدم تو این چند سال به قرص اعصاب و دیوانگی رسوندن حالا میخوام برم اجاره نشینی بعد خواهرام میگن بشین همینجا دختراشو میارد اینجا سخته اجاره نشینی ولی من دیگه اعصاب ندارم کم آوردم دیگه
بخدا نمیتونم از تو خونم برم زیاد بیرون طبقه سوم مبشینم باید از جلو درشون رد شم همش بازه از دخترمم هی میپرسن کجا میری جرات ندارم یه چیزی دستم بگیرم بیارم تو خونه
همه میگن که به خاطر دعای شما دوستان نی نی سایتی،حاجاتشون برآورده شده.دوستای خوب و همیشه مهربونم،میشه من هم مهمون دعا و صلوات تون کنید؟فدای نفس های گرمتون ♥️♥️
وای خدایا یعنی چییی؟ هرجور شده برو به خدا ظلمه کی نسلشون منقرض میشه؟ چرا بلد نیستن دخالت نکنن؟ ا ...
من عمل کردم این چند وقت بعد نیومد سر بزنه بعد دامادش تصادف کرد هی منو برد خونه مادرش آخه خونه مادرش رفت تا بهش برسه خواهر شوهرم مثه خانم بود خونه مادرشوهرش من میرفتم بیمارستان همه جا مادر بزرگ دامادشون مریض میشد بعد میگفتن برو شوهر خواهرشوهر رو برو دلداری بده بعد من عمل کردم ۱۴ روز خوابیدم یه سر نیومد بگه مرده ای زنده ای بعد زنگ زده به من میگه به دخترت یاد بده به زنگ بزنه ۱۵ روزه ما این نوع رو ندیدیم چقدر بچت خشکه بعد من هیچی نگفتم پیش خودم گفتم بی مادر منو گیر کشیدن اگه مادرم بود اینا با من اینکار رو نمیکردن
اگه اجاره ها اذیت نمیکنه برو ولی اگه بری دوباره نمیتونی برگردی اینجا بشینی. چرا تا حالا یه خونه نخر ...
۱۲ سال پیش ۸۰ میلیون داشتیم میخواستیم بریم مغازه بخریم بعد مادر شوهرم یواشکی به شوهرم گفت بیا ما میخواهیم زمین بگیریم بعد گولش زدن شوهر منم خیلی ساده قبول کرده بود بعد خواهر کوچیکه هم اومده بود ۱۵ میلیون داده بود منم بی خبر بعدشم ماشین ۲۰۶ برای یه طبقه بتوانند از شهرداری اجازه بگیرن به پدر شوهرم فروخت اونم یواشکی من تا ما سهممون زیاد بشه حالا میندیه طبقه هم من و خواهرشوهرم هستیم البته اینا رو شوهرم میگه مادر شوهرم میگه آنقدر سهم سهم نکنید شما سهمی ندارید یعنی فقط لفظی بوده بالا هم میگن مال سوهرمه وای اینم لفظیه یعنی من باید الان برم وام بگیرم برای پول پیش خونه بگیرم تازه شوهرم منم کارگر هست ماهی ۷ میلیون حقوق داره
همه میگن که به خاطر دعای شما دوستان نی نی سایتی،حاجاتشون برآورده شده.دوستای خوب و همیشه مهربونم،میشه من هم مهمون دعا و صلوات تون کنید؟فدای نفس های گرمتون ♥️♥️
چقدر بد و سخت خدا کمکتون کنه ،به امیدخدا که زودتر سهمتونو میدن بهتون،یه نذری چیزی بکن
برادرم میگه بهم که فکر سهمتونا نکنید فکر کنید هیچی ندارید مثل خیلیا بریند خودتون زندگیتون رو بسازید خدا جای حقه منم دیگه ول کردم چون فقط اعصابم خورد میشد نه با شوهرم میساختم بچمم اذیت میشد از اعصاب دیگه بدنم لخت میشه حاضرم برم توی خونه ۸۰ متری زندگی کنم ولی آسایش داشته باشم آخرش همه اینا رو آدم باید بزاره بره
برادرم میگه بهم که فکر سهمتونا نکنید فکر کنید هیچی ندارید مثل خیلیا بریند خودتون زندگیتون رو بسازید ...
توکل کن به خدا،انشاءالله هرچی خیره براتون پیش میاد
همه میگن که به خاطر دعای شما دوستان نی نی سایتی،حاجاتشون برآورده شده.دوستای خوب و همیشه مهربونم،میشه من هم مهمون دعا و صلوات تون کنید؟فدای نفس های گرمتون ♥️♥️