حسش عشق نبود بهم،چزوندن نفر قبلیم بود،دیشب بهم گفت،بعد ۸ ماه،همه اشکای تنهایی شبامو دید ولی رد شد رفت ،از تنهایی درم اورد و انداختم تو بی کسی و بهم گفت غضه نخور دیونه کی دیده شب بمونه،ولی شب شد،شب موند،هنوزم شبه........دعا کنید برام
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
نه نیست داره اذیت میشه، این چه حرفیه؟ اصلا قشنگ نیست دردای ینفرو کم نشون بدی
کلا باب نیس عین رمان درد دل شع😑/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
سوسول؟؟؟!! بنظرت ۸ ماه با احساسات آدم بازی کردن سوسول طوره؟
فن بیانشو میگم😐/
من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/