من با يه تقدير شگفت انگيزي سر از سر سفره ي عقد دراوردم اينكه چگونه و چطور ميسر شد خودش حديث مفصل بود
بعد از ازدواج يك سالي گذشته بود كه تو اواخر تعطيلات عيد احساس تهوع داشتم گذاشتم به پاي تغيير فصل هي ادامه دار بود همسرم برگشت شهري كه ساكنش بوديم و من موندم شهر خودمون ولي تهوع ها حالا تبديل به استفراغ شده بود
اولين الارم ها بود كه سوالا شروع شد بارداري؟
ناچار رفتم اورژانس و پزشك اورژانس هم معتقد بود باردارم و من هرچه قدر توضيح ميدادم كه بارداري نياز به اقدام داره متوجه نميشد و در اخر تست بتا دادم منفي بود اما باز دكتر متقاعد نشد من توان متقاعد كردن دكتر رو نداشتم چه برسه بقيه تو اولين فرصت برگشتم خونه ي خودم