اصلن برام شده عادت هرموقع این پلک چشم چپم میپره یه اتفاق بدمیفته بیشترش تلقینه ومیخام ازخودم دورکنم چون بهش خیلی توجه میکنم وهمش منتظر یه اتفاق بدم تابیفته!
آرامم (همسرم)!میدونی رفتنت با من چیکار کرد؟انگار یکی هزاران بار قلبمو زیر پاش له کرد انگار یهو وارد یه چاه سیاه تاریک شدم انگار یکی منو تو یه سیاره دیگه تک و تنها ول کرده و رفته رفتنت برام یه گودال سیاه ساخت که همیشه دارم بهش نگاه میکنم همه میگن:” احمق نباش اون دیگه نمیاد.”ولی من با خنده میگم:” اون خیلی دوسم داشت،میاد،میدونم که میاد.”و منه احمق قلب پودر شدمو تو دستم گرفتم و هنوزم منتظرم تو بیای.
برام شده عادت همش منتظر یه اتفاق بدهستم ومیفته اون اتفاق وهرروزهم ذارم متاسفانه!
آرامم (همسرم)!میدونی رفتنت با من چیکار کرد؟انگار یکی هزاران بار قلبمو زیر پاش له کرد انگار یهو وارد یه چاه سیاه تاریک شدم انگار یکی منو تو یه سیاره دیگه تک و تنها ول کرده و رفته رفتنت برام یه گودال سیاه ساخت که همیشه دارم بهش نگاه میکنم همه میگن:” احمق نباش اون دیگه نمیاد.”ولی من با خنده میگم:” اون خیلی دوسم داشت،میاد،میدونم که میاد.”و منه احمق قلب پودر شدمو تو دستم گرفتم و هنوزم منتظرم تو بیای.
آرامم (همسرم)!میدونی رفتنت با من چیکار کرد؟انگار یکی هزاران بار قلبمو زیر پاش له کرد انگار یهو وارد یه چاه سیاه تاریک شدم انگار یکی منو تو یه سیاره دیگه تک و تنها ول کرده و رفته رفتنت برام یه گودال سیاه ساخت که همیشه دارم بهش نگاه میکنم همه میگن:” احمق نباش اون دیگه نمیاد.”ولی من با خنده میگم:” اون خیلی دوسم داشت،میاد،میدونم که میاد.”و منه احمق قلب پودر شدمو تو دستم گرفتم و هنوزم منتظرم تو بیای.