میدونین چیه پدر من بارها این خانوم و به خاطر حرف زدنش و تیکه پرونیاش از خونه میخواسته بندازه بیرون
یعنی یکسره با هم دعوا میکردن امسال هم وسط امتحانای من اینقدر به من ضربه زد که فقط به جا درس خوندن مینشستم گریه میکردم در این حد..
با حرفاش کاری کرده کع پا همرو از خونمون کم کم داره میبرونه پشت سرمون پیش خوانواده پدریمون حرف میزنه اونا میان میگن تازه با این وجود هم ۶ساله داریم باهاش زندگی میکنیم..بعضی موقع ها بهش میگم دیدی من هیچ کاری باهات ندارم ولی دوباره داری شروع میکنی