از وقتی پسرم دنیا اومده نتونستم یه تولد درست بگیرم نشد براش مراسم خوبی بگیرم الانم هشت سالشه ، بعصی شبا براش گریه میکنم میگم حتی نتونستم براش یه تخت بخرم همش تو فکرشم میگه مامان برام تخت نمیخری ، ولی پولا نمیرسن از بس گرونیه، خانواده شوهرم با خانواده من مشکل داشتن ونشد مراسم تولد خوب براش بگیرم همش بخاطر اونا به من ضربه خورد من که نمی بخشم