سلام خانوما ازتون راهنمایی میخوام . یه خواستگار برام اومده متولد ۷۱ قیافه اش خوبه خانوادش خوبه اخلاق هم تعریف میکنن ازش. شغلش فروشگاه لوازم خانه و پلاستیکه که مغازه برا باباشه ولی این میچرخونه و درآمدش برا اینه. باباش خیلی پولداره خلاصه😅😂 ماشینش هم دناست خیلی هم اهل مسافرت و گردش رفتنه . من بابام معلمه و کلا آدمای ریسکی نیستیم و من از شغل آزاد واقعا میترسم . صبح از یه نفر پرسیدیم گفت که پسر خوبه و با اخلاقه و فلان ولی من دستش سیگار دیدم البته سیگاری نیستا و تو عروسی هم مشروب میخوره ولی اهل مشروب نیست درواقع نفهمیدیم این الان تعریف کرد یا تخریب. خلاصه موندم تو برزخ چه کنم ؟ شغلش و این حرف یارو که سیگار و مشروب گفته. حالا این وسط مامانم میگه زن مردو جمع میکنه اگه مشروب و سیگارم مثلا بکشه زن اونو جمع میکنه من میگم گیریم جمع نشد چیکار کنم ؟ شما چی میگید نظرتون چیه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
از اول سال این دهمین خواستگاره شاید. مامانم دیگه الان میگه تو یه برگه امضا میکردی من راحت میشدم راست ...
واسطه تون کی بوده؟چرا ازون جزئیات اخلاقیشو نمیپرسی. اگر انقدر مشروب سیگارو بد میددنی اصلا قبول نکن . واسطه نمیدونسته اینجوریع؟ چرا بدون تناسب شما رو پیشنهاد داده اصلا. شما که خاستگارات زیادن چرا باید عجله کنی و کسایی که به دلت نیستنو قبول کنی. تاپیک قبلیتو دیدم اونی که تهرانی بود رو رد کردی؟
امسال برکت افتاده به خدا خودمونم هضم نمیکنیم🤣🤣🤣 الان علاوه بر این یه خواستگار دیگه هم دارم دوتا دوتا خواستگار میاد هر مراسمم میرم یکی خواستگاری میکنه😂 دانشجو ام
آره میترسه ولی این مورد که بد است. دلیل نمیشه چون میترسه با هر کسی ازدواج کنی. من تجربه اش،رو ...
من اردیبهشت ماه با اصرار های مامانم یه خواستگار رو دیدم از بد ماجرا ازش خوشم هم اومد و بدتر هم اینکه بله دادم و دوروز به عقد کنسل کردم علارقم اینکه دوسش داشتم ولی پایان تلخ رو ترجیح دادم به تلخی بی پایان...اون تجربه تلخم باعث شده از ازدواج بترسم
حالا مگه مجبوری با این ازدواج کنی ک اینقد خودتو تو سختی میزاری تازه اول بیست سالگیته اوو کلی بهتر ب ...
همش میگم نمیخوام و فلان ولی مامانم هی میشینه میگه اینطوری اونطوری بعد میبینم حرفاش منطقیه ساکت میشم . البته پسره عکسشو فقط دیدم خودشو از نزدیک ندیدم چون فامیله میگم قبل اینکه بیاد اینارو اگه تونستم حل کنم و اگه موردی داشت قبل اینکه بیاد رد کنیم بره و بعدا خانوادش قهر نکنن .
من اردیبهشت ماه با اصرار های مامانم یه خواستگار رو دیدم از بد ماجرا ازش خوشم هم اومد و بدتر هم اینکه ...
ترس داره چون با غریبه ازدواج کردن سخته. نمیدونی کی هست و چکاره. ولی وقتی واضح مشروب میخوره ، معنی نداره اعتماد کنی.برای بعضی شاید عادی باشه اما شما فرهنگتون به هم نمیخوره.
واسطه تون کی بوده؟چرا ازون جزئیات اخلاقیشو نمیپرسی. اگر انقدر مشروب سیگارو بد میددنی اصلا قبول نکن . ...
آره اونو بابام حتی راضی نشد طرف بیاد خونه میگفت من از الان افسردگی گرفتم که دخترم رو دیر دیر ببینم بدبخت اون یه ماه منتظر موند کلی هم زنگ زدن 😑 واسطه هم دخترخالمه که با پسرخاله این پسره ازدواج کرده و شوهرش میگه من از نظر اخلاق همه جوره اینو تایید میکنم و ندیدم سیگار بکشه و مشروب بخوره شما خودتون باز تحقیق کنید.ولی همسایه طرف میگفته🤷🏻♀️
آره اونو بابام حتی راضی نشد طرف بیاد خونه میگفت من از الان افسردگی گرفتم که دخترم رو دیر دیر ببینم ب ...
اون بنظرم بهتر بود حالا که گذشت. اگر این مورد بنظرت تا ی حدی خوبه بیشتر تحقیق کن و حرف ی نفرو ملاک قرار نده . اونی که تا نزدیک عقدم رفتین مشکلش چی بود که بهم زدی؟
اون بنظرم بهتر بود حالا که گذشت. اگر این مورد بنظرت تا ی حدی خوبه بیشتر تحقیق کن و حرف ی نفرو ملاک ق ...
مشکلش این بود که میگفت حرف فقط حرف من باشه اگه میگفتم من نظرم اینه میگفت تو منو دوست نداری و بار روانی زیادی میزاشت رو دوشم به غلط کردن مینداخت منو . ازون طرفم توهین میکرد و من ناراحت میشدم میگفت شوخیه اینا نباید ناراحت بشی. بابام ازش سوال پرسیده بود کجا میخوای زندگی کنی میگفت بابات چه حقی داره از من سوال بپرسه. کلا خودمحور بود از قبول مسئولیت زندگی هم میترسید.
خیلی کار خوبی کردی . بخاطر فشار اطرافیات خودتو بد بخت نکن. خیلی حساب شده عمل کن و اصلا عقد نکن .
من با هیچکس نبودم اونم اولین کسی بود که باهاش حرف زدم و زبون باز بود خوب منو خام میکرد و حرفاشو به کرسی میشوند منم پخمه بودم فکر میکردم همه اینطوری ان منم زنم باید تحمل کنم😑😑 به علت زبون باز بودنش عاشقشم شدم و بعدش کلی عذاب کشیدم😮💨🥺