بچه ها امروز ۲۷مهر تولدمه خیلی وقته تولد نگرفتم حتی یه تبریک ساده از خانوادم نگرفتم جز پارسال اونم خودم با گوشی مامانم استوری گذاشتم برای خودم 🙂 البته حق بهشون میدم چون داداشم ۲۰ سالش بود فوت شد اونم توی روز تولد من 🙂 اونموقع من کلاس چهارم بودم یادم هست هروقت با داداشم دعوامون میشد بهش میگفتم برو بمیر از این حرفا فقط از سر بچگی بود واقعا هیچ منظوری نداشتم داداشم هم نگم از همه لحاظ عالییی هیچ بداخلاقی با خانوادم یا هیچ کس دیگه نداشت بقولی همه چی تموم بود با رفتنش مامان بابام جلو چشمام صد سال توی یه روز پیر شدن با چشمای خودم این روندو دیدم از اون روز مجبور شدم بزرگ بشم
مامانت از حرفش منظوری نداشته واقعا بخاطر افسردگی و عصبانیتش اونجوری گفته ولی توام حق داری که ناراحت ...
اره عزیزم میدونم ولی متاسفانه خیلی چیزا از بعد اون اتفاق پیش اومد توی بچگی برام که تو ذهنم ثبت شده برای همین خیلی از این روز متنفرم و حس شوم بودن بهم دست میدا
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
مامانت هرچقدرم ناراحت بوده نباید این حرفو میزده، بنظرم خودت باید روز تولدتو پس بگیری، تو که گناهی ند ...
میدونی خیلی برام تا همیم الان زحمت کشیدن بچگی من بد موقعی بود متاسفانه خیلی از این جور چیزا توی بچگی دیدم همش فقط تلاش میکردم خودمو بهشون ثابت کنم از نارحتیشون کم کنم حتی طوری که من سال کنکور ۱۲کیلو کم کردم تا فقط پزشکی قبول بشم با کل مرض دیگه اریتمی قلبی و... فقط بخاطر پزشکی کوفتی ولی میدونی بازم هرکاری میکنم باحالی که الان اصلا اینطوری نیستن حالا درسته تولدمو تبریک نمیگن ولی خیلی خوبن ولی حس میکنم هنوز نتونستم یخورده کاری کنم جای داداشمو پر کنم میدونم نمیشه ولی یخورده میخام جاش کمتر حس بشه