،(عشق رسوایی محض است که حاشا نشود ،عاشقی با اگر شاید اما نشود ،شرط اول قدم انست که مجنون باشی هر کسی دربه در خانه لیلا نشود ،دیر اگر راه بیفتیم به یوسف نرسیم سر بازار که او منتظر ما نشود ،لذت عشق به این حس بلا تکلیفیست لطف تو شاملم ایا بشود یا نشود ،من فقط رو به روی گنبد تو خم شده ام کمرم غیر در خانه تو تا نشود ،هر چقدر باشد اگر دور ضریح تو شلوغ من ندیدم که بیاد کسی جا نشود ،بین زوار که باشم کرمت بیشتر است ،قطره هیچ است اگر وصل به دریا نشود مرده را زنده کند خواب نسیم حرمت ،کار اعجاز شما با دم عیسی نشود ،امن تر از حرمت نیست همان بهتر که کودک گمشده در صحن تو پیدا نشود ،بهتر از این که کسی لحظه پابوسی تو نفس اخر خود را بکشد پا نشود ،دردهایم به تو نزدیکترم کرده طبیب ،حرفم انست که یک وقت مداوا نشود ،من دخیل دل خود را به تو طوری بستم که به این راحتی آقا گره اش وا نشود ،بارها حاجتی اورده ام هر بارش پاسخی امده از سمت تو الا نشود،امتحان کرده ام این را حرمت دیدم که هیچ چیز قسم حضرت زهرا نشود ،اخرش بی بر برگشت مرا خواهی کشت ،عاشقی با اگر شاید اما نشود