۷سال از ازدواج من میگذره بعد از۷سال حاصل این ازدواج یه دختر ۵سالس آروم تر شدم ولی هنوز خیلی حرفا رو دلم سنگینی میکنه هنوز هم گذشته رو مرور میکنم هنوز هم زخم به استخوان که می رسه تیشرتش رو بو میکنم
هنوز هم کتاب شعر هایی که بهم داده تو روزای سخت مرور میکنم
عکساشو آتیش زدم تا قبل از فی.لتر اینستا هراز گاهی میرفتم و اونجا با یه پیج فیک پست هاش رو مرور میکردم
ولی دیگه هیچوقت بهش زنگ نزدم
من خوبی های همسرم رو میبینم حواسم به خستگی هاش هست ولی ناخواسته گاهی گذشته رو مرور میکنم وقتی قلبم از حرف ها و بی مهری ها میگیره دلم هوایی میشه خودم میدونم آدم بدی هستم لطفا سرزنش نکنید فقط بگید چیکار کنم گذشته از یادم بره چیکار کنم آروم بشم