تقریبا ۵ ماهی میشه ک عقدکردم، شوهرم نظامیه و راهِ دوره، خیلی کم پیش بیادبهشون مرخصی بدن بخاطرِکارشون، ۲ماه ۳ ماه یبار میبینمش، این سری که خاست برگرده دو سه روز قبلش سرِ یه موضوع ساده و پیش پاافتاده بحثمون شد و تا دوهفته قهر بودیم، 1 مهر تولدش بود ولی چون باتخیر اومد وقتی هم ک اومد قهر بودیم ولی من کلی کیک و کادو گرفتم و به استقبالش رفتم اما اون جلویِ خانوادش با تندرویی باهام رفتار کرد طوری که خیلی قلبم شکست🥀💔...خلاصه گذشت و باخانوادش در نبودِمن کلی جاهای تفریحی رفته بودن و دقیقا دو روز قبلِ اینکه مرخصیش تموم شه و برگرده و شهرستان اومد دنبالم منو برد بازار و... خلاصه اون روز باهم خوب بودیم و فقط روزِ بعدش بود و میتونستیم همودوباره ببینیم...شبش منو که رسوند بهش گفتم فردا بیادنبالم که بریم بیرون...ولی فرداش ک شد اصلا ن زنگی زدنه پیامی:)منم دیگه پیگیرش نشدم چون خیلی داغونم میکنه باکاراش...جمعه صبح مرخصیش تموم شد و رفت...بدونِ اینکه از من خداحافظی کنه و بیاد به دیدنم...تاالانم چون من زنگی بهش نزدم از اون روز همسرمم ن زنگی میزنه نه پیامکی میفرسته:)واقعا نمیدونم همسرم از زن گرفتن دقیقا چیارو درک کرده ولی خیلی باکاراش به روح و جسمم آسیب میرسونه
نمیدونم چیکار کنم که دلش برام تنگ بشه ، مطمعنم دلش برام تنگ نشده چون اگر میشد یه احوالی ازم میگرفت بااینکه میدونه مریضم😔💔ببخشیداگه طولانی شد🙂
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
❌ تو رو هر کی میپرستید اینقدر زود عقد نکنید ، زمان بذارید برای شناخت طرف. هر چقدر لازمه زمان بذارید .
❌ و باز هم تو رو هر کی قبول دارید ، وقتی توی عقد با مسائل جدی مواجه میشید ، فکر نکنید بعد از عروسی یا بدتر از اون ، بعد از زاییدن ، طرف عوض میشه !🤦🏻♀️ مشکلات رو توی دوران عقد حتماً توجه کنید و با مشاوره ی اصولی ببینید قابل رفع هست یا نه؟ اگر نبود ، هرگز و هرگز عروسی نکنید . بذارید مردم هر چی میخوان بگن. دهن ملت رو هیچ جوره نمیشه بست. ولی اگر بخاطر حرف مردم عروسی کنید ، همین مردم ، یکساعت حاضر نمیشن بجای شما مشکلات رو تحمل کنن یا کمک کنن. میگن به ما چه؟ میخواستی نکنی!
20 اسفند1400. 8 صبح روز جمعه ای که از شبش از استرس خابم نمیبرد گوشیم زنگ خورد که ای کاش نمیخورد ای کاش اون جمعه رو نمیدیدم صدای پشت گوشی که با گریه گفت بیا که بابا حالش خیلی بده. لباس مشکی پوشیدم و رفتم و پارچه سیاه روی در دیدم و پدری که دیگه نبود.اون جمعه من مردم. از اون روز هر جمعه می میرم. خدایا متنفرم از تمام جمعه هات. خدایا از چیزی که میترسیدم سرم اومد از من ک گذشت هیچکسو با عزیزانش امتحان نکن خدایا. خدایا میشه فقط یه روز پدرمو بهم برگردونی 😭خدایا دلم ازت پره ولی بازم شکرت. خدایا دومین نی نیمم گرفتی نمیدونم حکمتت چیه دلم شکسته ولی بازم شکرت 💔بابایی نی نی من ک خیلی دوست داشتی ببینیش اومد 💖 میدونم که از اون بالا واسش دعای خیر میکنی. دوست دارم🖤
سرِ همین بی توجهاش به من سرِسردبودناش ولی خب خیلی زود دعوام میکنه🥲
ببین توجه رو نمیشه هیچ جوره با اجبار و قهر و اینا بدست اورد، یه چیزیه که باید تو طرف باشه. وقتی ببینه توقع داری بدتر لج میکنه، به نظرم تو ازدواجت تجدید نظر کن اگه میتونی چون یه عمر واست عذاب اور میشه
من بعدِ اون روز ک اومد دنبالم تاالان ۵ روز میسه شما چقدر بود 😔😔
سه هفته
20 اسفند1400. 8 صبح روز جمعه ای که از شبش از استرس خابم نمیبرد گوشیم زنگ خورد که ای کاش نمیخورد ای کاش اون جمعه رو نمیدیدم صدای پشت گوشی که با گریه گفت بیا که بابا حالش خیلی بده. لباس مشکی پوشیدم و رفتم و پارچه سیاه روی در دیدم و پدری که دیگه نبود.اون جمعه من مردم. از اون روز هر جمعه می میرم. خدایا متنفرم از تمام جمعه هات. خدایا از چیزی که میترسیدم سرم اومد از من ک گذشت هیچکسو با عزیزانش امتحان نکن خدایا. خدایا میشه فقط یه روز پدرمو بهم برگردونی 😭خدایا دلم ازت پره ولی بازم شکرت. خدایا دومین نی نیمم گرفتی نمیدونم حکمتت چیه دلم شکسته ولی بازم شکرت 💔بابایی نی نی من ک خیلی دوست داشتی ببینیش اومد 💖 میدونم که از اون بالا واسش دعای خیر میکنی. دوست دارم🖤