داستان ازدواجمو تو تاپیکای قبلیم گفتم
الان مامانم همش داره عذابم میده که چرا ازدواج کردی چرا نمیاد تمومش کنه . میگم بابا یه غلطی کردم تو عقد دارم جدا میشم
حالا یارو گفته من آخرای ماه دیگه میام وکالت طلاق میدم برو جدا شو . بخاطر کار خودش که میخوان تحقیق کنن و فلان نمیخواد هنوز جدا شیم ک ب کارش لطمه بخوره. ولی گفته ۳۰ آبان حتما میام انجام میدم . چند روز پیش رفته بودیم دفتر ک وکالت بده نشد تاریخ بزنن براش گفتیم پس همون ۳۰ آبان انجام میدیم کاراشو
حالا مامانم هی داره میگه چرا اینجوری شد چرا اون جوری شد چرا بخاطر کار خودش نمیاد طلاق بده
همش دارم گریه میکنم😭