میخام برم رلم بیینم ولی نمیدونم چجوری برم ببینمش یعنی خانوادم سخت گیرن نمیزارن حتی پیش دوستام برم دلتنگشم شما میگید چیکار کنم هی رابطمون سرد میشه همش پشت تلفن دلم میخاد یوقتا باهاش برم دور بزنم کافه برم بگردم باهاش چیکار کنم خانوادم برا همچی بم گیر میدن چجوری چیکار کنم بهشون بگم بزارید یکم با دوستام وقت داشته باشم من دوستامم اصلا نمیبینم یبار منطقی صحبت کردم گفتن ن تا ازدواج کردی هر جا با رفیقت خواسی برو ولی افسردگی گرفتم دلم میخواد با رفیقام برم باشگاه پیاده روی گردش هر کسی میخواد حرف بزنه ک بگه خانواده ها فلان اینجوری اونجوری گوش بده لطفا نگه چون بنظرم هر انسان نیاز داره از زندگی استفاده کنه ن بخاطر دیگران بخاطر دل خودش
به خانوادت قشنگ بگو، پدر من/مادر من، من باید با یه نفر آشنا شم و یه مدت باهاش قرار بزارم، رابطه داشته باشم تا خوب بشناسمش و اگه بدرد هم خوردیم شرایط جور شد باهاش ازدواج کنم، اینجوری که شما نمیزارین من اصلا بیرون برم میگین بعد ازدواج، چطوری میتونم ازدواج کنم؟ یکم شل کنید و سخت گیری نکنید خودم به اندازه کاری بزرگ عاقل هستم که هر کاری نکنم، همین بگو بعد بیا بگو چی گفتن کنجکاوم بدونم..
به خانوادت قشنگ بگو، پدر من/مادر من، من باید با یه نفر آشنا شم و یه مدت باهاش قرار بزارم، رابطه داشت ...
باش چشم مرسی فداتشم
خیلی سخته بخدا همش تو جامعه نبودم اینقدر ک از بیرون رفتن میترسم رلم میگه حداقل هفته ای یبار ببینیم همو اینجوری هم وابسته تر میشیم هم راحت تر یبار دیدمش ولی خیلی کم بود پنج دقیقه پیشش وایسادم اومدم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.