2777
2789
عنوان

از زندگی سیر شدم

566 بازدید | 47 پست

من یکی رو ۵ سال دوست داشتم که بابام همش مخالف ازدواجم بود ۵ سال طول کشید من ۴۰ سالمه او ۴۶ سالش بود یک پا نداشت از زیر زانو و جانباز جنگ ایران و عراق بود توی ایران شناسنامه نداشت با هزار بدبختی بابامو راضی کردم اون همه جهازو خرید و.....قرار شد بریم مشهد شهر اون عقد کنیم یکدفعه بابام زد زیرش و گفت من نمی ام اون باید بیاد تهران اونم خانوادش دخالت کردن و کلا بعد ۵ سال نامزدی و چرت وپرت بهم خورد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ای بابا حق دارید

پدرتون داره با احساسات و آینده تون بازی میکنه

انشالله درست بشه 

من روزهای سختی رو گذروندم تا پای مرگ رفتم و برگشتم،هنوزم روزهای سختم تموم نشدن،برام دعا کنید،سلامتی میتونه معجزه زندگیم باشه

انیدوارم بهترین برات پیش بیاد،منم یکی از استادام بود،کرد بود اصالتا وتو بچگی بینایی یه چشمش تو جنگ از دست داده بود،پدرم راضی به ازدواج نشد،منم بی خیال شدم،اگه چیزی قسمت باشه خواهد شد

کار بابام ایا بیشور بازی نبود؟ جای اینکه وصل کنه همش فسق کرد

بله من ۲۴سالمه از ۱۸سالگیم یا کمتر خودم برای خودم تصمیم گرفتم به نظر پدر مادر باید احترام گذاشت اما نمیتونن اجبار کنن . 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792