باعمم خوبیم و بهم خوبی زیاد کرده الان میگه بیا ضامن من شو من مشکلی ندارم اما یه شهر دیگست وهمسرم سرکار هستش و من رو نمیتونه ببره شهر دیگه...همسرم میگه هرکار میخوای بکن ولی میدونم ته دلش دوست نداره با ماشین راه برم ونمیتونه هم سرکار نره..اخه چجور توقع داره من برم یه شهر دیگه..حدودا ۳ ساعت راهشه...سختمه والا...شما بودید چکار میکردید
سه ساعت چیزینیست که تهران هر جا بری یه ساعت رفته یه ساعت برگشت عملاواسه کار کوچیک دو ساعت توراهی و عادیه تازه سرپا و .... سه ساعت چیزی نیست حس میکنم خودت دلت نیست بری