شوهرم امروز تو دادگاه نفقه گفت واسش طلا خریدم گفتم ن حلقه خریدی ن هیچی گفت شمام نخریدین نقره خریدین من طلا خریدم گفتم خودت گفتی حروم حلالی مهمه برات طلا نمیخای اونوقت مامانم برام حلقه خرید گفت خودش خاست گفتم چون آبروریزی کردی مجبورش کردی گفتم هزینه محضر نداد دامادشون داد خ خسیسه
اومدیم ک بریم جلو اونا ادای جنتلمن بازی درمیاره بهم میگ اول شما بفرما
تو راهرو گفت خ خنگ و شوتی بعدم بیرون رفت پی کارش