شوهرم مغازه داره یکی از فروشنده های اون مغازه دیگه زنگ زده بیا کارت داریم اینم چون مغازه دوستش بوده رفته کارشون که انجام میده یکی از اون خانوما ازش پرسیده دوست دختر دارین گفته نه من اهلش نیستم من یکی دارم رفیقمه یعنی نگفته متاهل یا عشقمه یا هیچی بعد اومد برای منم تعریف میکنه با افتخار چرااا این مردا اینجورین اخههه
زندگی گاهی دم کردن چای با آلبالوست یا چیدن چند میوه ازدرخت که تورا به ماندن پیوند میدهدزندگی همین لحظه ایست که من تورا نفس میکشم برایت چای میریزم و تمام اندوه جهان را درآن حل میکنم
جدی میگم یه دوسه روزی اینجوری باش درحد نیم ساعت باش برگرد به شوخی هم بگو رفیقت اومده یا بگو کی دنبال دوست دخترت بوده برو بهش بگو زنت اومده خانوم خونت اومده حالت لاتی واری اما مسخره که باز به شوهرت بر نخوره حساس بشه