خسته شدم بخدا نمیدونم دردمو به کی بگم میام اینجا تایپ میکنم بگید چیکار کنم😭
چقد زندگی کردن تو شهرای کوچیک سخته
امروز خبر ازدواج یکی از دخترای فامیل بود که همسن و سال منه... کل روز رو اطرافیانم در مورد اون صحبت میکردن. اینکه دختره خوشگله و خیلی خیلی خاطرخواه داشته و نامزدشم خیلی تعریفیه و ... آخرشم مامانم به آهی کشید گفت یعنی میشه همچین دومادی نصیب ماهم بشه🤯🤯🙂فقط اون لحظه خودمو نگه داشتم نزنم زیر گریه
بابااااا مگه من چند سالمه که انقدر زجرم میدیننننن😭😭😭😭بازم دلم شکست و نمیدونم تا کی قراره اینطوری غرورم خورد بشه🙂😆