پیشولیِ من....
دلم برای دیدن چشمای خوشرنگت ... مژه های بلندت و لبای قرمزت تنگ شده ... راستی امشب کنجکاو شدم که هنوز هدیه هامو داری؟ بدموقع رسیدن دستت ولی خب .....
من هنوز اولین قرارمون رو یادمه استرسی که ازم قایم میکردی و اون کنارهم بودنمون حتی برای چند دقیقه برام به دنیا می ارزید....
راستی ...
هنوزم تو دورترین نزدیکِ منی :))
هنوزم یکی یه دونه ی منی از طرف لپ لپیه تو ❤️
( قطعا اگر اینو ببینی میفهمی من برات نوشتم 😂❤️بعید میدونم ولی شاید یه روزی دیدی خببب اگر دیدی و شناختی تاپیکایی که مربوط به خودته رو بخون فقط بقیه رو نخووون😂😂 راستی بم زنگ بزن قول میدم ج بدم 🤭🤭)